تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨

[ محجور : ]

« حِجْرٌ لّا يَطْعَمُهآ » « محجور » از مادّهء « حَجْر » به كسى گفته مىشود كه از تصرف در اموال خويش ممنوع است . « 1 »

[ مُحْدَث : ]

« ذِكْرٍ مِن رَّبِّهِم مُحْدَثٍ » تعبير به « مُحْدَث » ( تازه و جديد ) از مادّهء « حُدُوث » اشاره به اين است كه كتب آسمانى ، يكى پس از ديگرى نازل مىگردد ، و سوره‌هاى قرآن و آيات آن هر كدام محتواى تازه و نوى دارد ، كه از طرق مختلف براى نفوذ در دل‌هاى غافلان وارد مىشود ، اما چه سود براى كسانى كه همهء اينها را به شوخى مىگيرند . گويى با همان خرافات نياكان پيوند هميشگى بسته‌اند ، و با هيچ قيمتى حاضر نيستند با جهل ، گمراهى و خرافات وداع گويند . اصولًا ، هميشه افراد نادان ، متعصب و لجوج با تازه‌ها ، هر چند موجب هدايت و آگاهى و نجات باشد ، مخالفند . « 2 »

[ محراب : ]

« زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ » « محراب » محل ويژه‌اى است كه در معبد براى امام آن معبد ، يا افراد خاصى در نظر گرفته مىشود ، و براى نامگذارى آن ، به اين اسم جهاتى ذكر كرده‌اند كه از همه بهتر ، سه جهت زير است : نخست اين كه از مادّهء « حَرْب » به معناى جنگ ، گرفته شده است چون مؤمنان ، در اين محل ، به مبارزه با شيطان و هوس‌هاى سركش بر مىخيزند . ديگر اين كه « محراب » اصولًا به معناى بالاى مجلس است و چون محل محراب را در بالاى معبد قرار مىدهند به اين نام ناميده شده است . در ضمن بايد توجّه داشت وضع محراب در ميان بنىاسرائيل چنان كه گفته‌اند ، با وضع محراب‌هاى ما تفاوت داشت ؛ آنها محراب را از سطح زمين بالاتر مىساختند به طورى كه چند پله مىخورد و اطراف آن مانند ديوارهاى اطاق آن را محفوظ مىكرد به طورى كه افرادى كه در داخل محراب بودند ، از بيرون كمتر ديده مىشدند . سوم اين كه محراب به معناى تمام معبد است كه جايگاه مبارزه با هواى نفس و شيطان بوده است . « 3 »

[ مُحَرَّراً : ]

« فِي بَطْني مُحَرَّراً »
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 138 ( ج 5 ، ص 562 ) ( 2 ) . انبياء ، آيهء 2 ( ج 13 ، ص 387 ) ؛ شعراء ، آيهء 5 ( ج 15 ، ص 210 ) ( 3 ) . آل عمران ، آيهء 37 ( ج 2 ، ص 615 ) ؛ مريم ، آيهء 11 ( ج 13 ، ص 34 ) ؛ ص ، آيهء 21 ( ج 19 ، 263 )