دادهاند : اين دو تعبير به منظور اين است كه افكار « فردى » و « جمعى » يعنى آميخته با مشورت را فرا گيرد ، انسان بايد هم به تنهايى بينديشد ، و هم از افكار ديگران بهره گيرد ، كه استبداد در فكر و رأى مايهء تباهى است ، و همفكرى و تلاش براى حل مشكلات علمى به كمك يكديگر - در آنجا كه به جنجال و غوغا نكشد - مطمئناً اثر بهترى دارد ، و شايد به همين دليل « مَثْنى » بر « فُرادى » مقدم داشته است . « 1 »
[ مَثُوبَةً : ]
« ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَاللَّهِ »
« مَثُوبَةً » و « ثواب » از مادّهء « ثَوب » در اصل ، به معناى رجوع و بازگشت به حالت اول است و به هرگونه سرنوشت يا جزا ( پاداش و كيفر ) نيز گفته مىشود ، ولى غالباً در مورد پاداشهاى نيك به كار مىرود ، و گاهى به معناى مجازات نيز به كار رفته ، در آيهء فوق مىتواند به معناى سرنوشت و يا به معناى جزا و كيفر بوده باشد . « 2 »
[ مَثْوىً : ]
« جَهَنَّمَ مَثْوىً لِّلْكَافِرينَ »
« مَثْوىً » از مادّهء « ثواء » به معناى اقامت توأم با استمرار و موقعيت ، مقام و منزلت آمده است ؛ بنابراين « مَثْوىً » در سورهء « زمر » به معناى جايگاه هميشگى و دائمى است .
و از مادّهء « ثَوى » ( بر وزن هَوى ) به معناى قرارگاه و محل استقرار است . « 3 »
[ مَجْرا : ]
« بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها »
« مَجْرا » از مادّهء « جَرْى » و « مُرْسا » هر دو اسم زمان ، به معناى « موقع حركت » و « موقع توقف » است . « 4 »
[ مُجْرِم : ]
« الْمُجْرِمينَ في عَذابِ »
« مُجْرِم » از مادّهء « جُرم » در اصل به معناى قطع كردن است كه در مورد قطع ميوه از درخت ، و همچنين قطع خود درختان ، نيز به كار مىرود ولى بعداً در مورد انجام هر گونه اعمال بد ، به كار رفته است ، شايد به اين تناسب كه انسان را از خدا و ارزشهاى انسانى جدا مىسازد . « 5 »
[ مجنون : ]
« وَ الْجَانَّ خَلَقْنَاهُ »
« مجنون » از مادّهء « جُنُون » به كسى مىگويند كه عقلش پوشيده شده . « 6 »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 3 ( ج 3 ، ص 324 ) ؛ سبأ ، آيهء 46 ( ج 18 ، ص 151 )
( 2 ) . مائده ، آيهء 60 ( ج 4 ، ص 556 ) ؛ يوسف ، آيهء 21 ( ج 9 ، ص 424 )
( 3 ) . زمر ، آيهء 32 ( ج 19 ، ص 472 ) ؛ فصّلت ، آيهء 24 ( ج 20 ، ص 278 ) ؛ محمّد ، آيهء 19 ( ج 21 ، 472 )
( 4 ) . هود ، آيهء 41 ( ج 9 ، ص 126 )
( 5 ) . زخرف ، آيهء 74 ( ج 21 ، ص 133 )
( 6 ) . حجر ، آيهء 27 ( ج 11 ، ص 95 )