[ مجوس : ]
« وَالنَّصارى وَ الْمَجُوسَ »
بعضى واژهء « مجوس » را از مادّهء « مغ » كه به پيشوايان و روحانيين اين مذهب مىگفتند ، مشتق مىدانند . در روايات اسلامى آنها را از پيروان يكى از انبياى بر حق شمرده شدهاند ( كه بعداً از اصل توحيد منحرف گشته و به افكار و عقائد شركآلود روى آوردهاند ) . « 1 »
[ مُجِيبُونَ : ]
« فَلَنِعْمَ الْمُجيبُونَ »
« مُجِيبُونَ » از مادّهء « إِجابَة » به صيغهء جمع آمده ، در حالى كه منظور از آن خداوند است كه دعاى نوح عليه السلام را اجابت كرد ، اين به خاطر آن است كه صيغهء جمع گاهى براى بيان عظمت مىآيد ، همان گونه كه ضمير متكلم مع الغير در « نَادانَا » نيز براى همين منظور است . « 2 »
[ مَجِيد : ]
« ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ »
« مَجِيد » از مادّهء « مجد » به معناى گستردگى كرم و شرافت و جلال است ؛ و اين از صفاتى است كه مخصوص خداوند مىباشد ، و در مورد ديگران كمتر به كار مىرود . بايد توجّه داشت كه « مجيد » در آيهء فوق ، طبق قرائت مشهور ، مرفوع است ، و از اوصاف خدا است ، نه مجرور و از اوصاف عرش . « 3 »
[ محادّه ( يحادّون ) : ]
« الَّذِيْنَ يُحَآدُّونَ اللَّهَ »
بعضى گفتهاند : « محادّه » در اصل ، به معناى « ممانعت » است از مادّهء « حد » كه به معناى مانع ميان دو شىء است ، و لذا به دربان « حداد » مىگويند ، و هر دو معنا از نظر نتيجه به هم نزديك است هر چند از دو ريشه متفاوت گرفته شده . « 4 »
[ مَحارِيب : ]
« يَشآءُ مِنْ مَّحاريبَ »
« مَحارِيب » جمع « محراب » در لغت به معناى « عبادتگاه » يا « قصر و ساختمان بزرگى » است ، كه به منظور معبد ساخته مىشود . گاهى ، نيز به قسمت صدر مجلس ، يا صدر مسجد ، و معبد ، نيز اطلاق مىشود ، آنچه امروز به آن محراب مىگويند : همان محل امام جماعت است ، و در حقيقت تعبير و معناى تازهاى است كه از ريشهء اصلى گرفته شده است .
به هر حال ، از آنجا كه اين واژه از مادّهء « حرب » به معناى جنگ است ، علت
هامش
( 1 ) . حجّ ، آيهء 17 ( ج 14 ، ص 57 )
( 2 ) . صافات ، آيهء 75 ( ج 19 ، ص 93 )
( 3 ) . بروج ، آيهء 15 ( ج 26 ، ص 361 )
( 4 ) . مجادله ، آيهء 5 ( ج 23 ، ص 434 )