[ مُثْقَل : ]
« مِن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ »
« مُثْقَل » از مادّهء « اثقال » به معناى تحميل مشقت و بار گران است و از مادّهء « ثقل » به معناى سنگينى است . « 1 »
[ مُثْقَلَة : ]
« وَ إِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ »
« مُثْقَلَة » به معناى « سنگين بار » است ، و منظور در اينجا كسى است كه بار گناهان بر دوش مىكشد . « 2 »
[ مَثَل : ]
« مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ »
« مَثَل » در لغت عرب ، هر سخنى است كه حقيقتى را مجسم سازد ، و يا چيزى را توصيف كند ، و يا چيزى را به چيز ديگر تشبيه نمايد . و به سخنى مىگويند كه در ميان مردم به عنوان عبرت رائج و جارى مىشود ، و از آنجا كه ماجراى زندگى فرعون و فرعونيان و سرنوشت دردناك آنها درس عبرت بزرگى بود ، در سورهء « زخرف » به عنوان « مثل » براى آيندگان ياد شده است . « 3 »
[ مَثُلاتُ : ]
« مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ »
« مَثُلاتُ » جمع « مثله » ( به فتح ميم و ضم ثاء ) به معناى بلاها و كيفرهايى است كه بر امتهاى پيشين وارد شد ، آن چنان كه ضرب المثل گرديد . « 4 »
[ مُثْلى : ]
« وَ يَذْهَبا بِطَريقَتِكُمُ الْمُثْلى »
« مُثْلى » از مادّهء « مثل » در اينجا به معناى عالى و افضل است ( أَى الأَشْبَهُ بِالْفَضِيْلَةِ ) . « 5 »
[ مثمود : ]
« وَ ثَمُودَ الَّذينَ جابُوا »
« مثمود » از مادّهء « ثَمُود » به كسى مىگويند كه از او زياد مطالبهء اموال كنند ، به اندازهاى كه اموالش نقصان پذيرد . « 6 »
[ مَثْنى وَ فُرادى : ]
« تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُردَى »
تعبير به « مَثْنى وَ فُرادى » ( دو ، دو ، يا يك ، يك ) اشاره به اين است كه ، انديشه و تفكر بايد دور از غوغا و جنجال باشد ، مردم به صورت تك نفرى ، يا حداكثر دو نفر دو نفر ، قيام كنند ، و فكر و انديشهء خود را به كار گيرند ، چرا كه تفكر در ميان جنجال و غوغا عميق نخواهد بود ، به خصوص اين كه ، عوامل خود خواهى و تعصب ، در راه دفاع از اعتقاد خود ، در حضور جمع ، بيشتر پيدا مىشود . بعضى از مفسران ، نيز احتمال
هامش
( 1 ) . طور ، آيهء 40 ( ج 22 ، ص 469 ) ؛ قلم ، آيهء 46 ( ج 24 ، ص 424 )
( 2 ) . فاطر ، آيهء 18 ( ج 18 ، ص 245 )
( 3 ) . زمر ، آيهء 27 ( ج 19 ، ص 462 ) ؛ زخرف ، آيهء 56 ( ج 21 ، ص 103 )
( 4 ) . رعد ، آيهء 6 ( ج 10 ، ص 150 )
( 5 ) . طه ، آيهء 63 ( ج 13 ، ص 260 )
( 6 ) . فجر آيهء 9 ( ج 26 ، ص 470 )