تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣

[ مَثابَة : ]

« الْبَيْتَ مَثابَةً لِّلنَّاسِ » « مَثابَة » در اصل از مادّهء « ثوب » به معناى بازگشت چيزى به حالت نخستين است ، و از آنجا كه خانهء كعبه مركزى بوده است براى موحدان ، كه هر سال به سوى آن رو مىآوردند ، نه تنها از نظر جسمانى كه از نظر روحانى نيز بازگشت به توحيد و فطرتِ نخستين مىكردند ، از اين رو به عنوان « مثابه » معرفى شده است . « 1 »

[ مَثانِى : ]

« سَبْعاً مِّنَ الْمَثانِي » « سَبْع » در لغت به معناى هفت و « مَثانِى » به معناى دوتاها است ، و بيشتر مفسران و روايات ، « سَبْعاً مِنَ الْمَثانِى » را كنايه از سورهء « حمد » گرفته‌اند ، زيرا سورهء « حمد » بنا بر معروف ، هفت آيه است و از اين نظر كه ، به خاطر اهميت اين سوره و عظمت محتوايش ، دو بار بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گرديده است . و يا اين كه از دو بخش تشكيل شده ( نيمى از آن ، حمد و ثناى خداست و نيمى از آن ، تقاضاهاى بندگان است ) . و يا اين كه دوبار در هر نماز خوانده مىشود ، به اين جهات ، كلمهء « مَثانِى » يعنى دوتاها بر آن اطلاق شده است . بعضى از مفسران نيز اين احتمال را داده‌اند كه : « سبع اشاره به هفت سورهء بزرگ آغاز قرآن است ، و مَثانِى كنايه از خود قرآن ، ، چرا كه قرآن دو بار بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد يك بار به طور جمعى ، و يك بار تدريجى و به حسب نيازها و در زمان‌هاى مختلف . بنابراين ، « سَبْعاً مِنَ الْمَثانِى » يعنى هفت سورهء مهم ، از مجموعهء قرآن . « مَثانى » چنان كه « زمخشرى » در « كشّاف » آورده ، ممكن است جمع « مُثَنّى » ( بر وزن مصلّى ) به معناى مكرّر بوده باشد ، و يا جمع « مَثنى » ( بر وزن مبنا ) از تثنيه به معناى تكرار گرفته شده است . « 2 »

[ مَثْبُور : ]

« يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً » « مَثْبُور » از مادّهء « ثبور » به معناى « هلاكت » است . « 3 »

[ مثقال : ]

« لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ » « مثقال » از مادّهء « ثِقْل » در لغت ، هم به معناى ثقل و سنگينى آمده ، و هم ترازوئى كه با آن سنگينى اشياء را مىسنجند ، و در اينجا به همان معناى اول است . « 4 »
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 125 ( ج 1 ، ص 511 ) . ( 2 ) . حجر ، آيهء 87 ( ج 11 ، ص 148 ) ؛ زمر ، آيهء 23 ( ج 19 ، ص 453 ) . ( 3 ) . اسراء ، آيهء 102 ( ج 12 ، ص 340 ) . ( 4 ) . نساء ، آيهء 40 ( ج 3 ، ص 494 ) ؛ زلزال ، آيهء 7 ( ج 27 ، ص 251 ) .