تضاد و اختلافى در ميان آنها نيست ، خوب و بد ندارد ، بلكه ، يكى از يكى بهتر است .
اين درست بر خلاف كلمات انسانها است كه هر قدر در آن دقت شود ، هنگامى كه گسترده و وسيع گردد ، خواهناخواه ، اختلافات و تناقضها و تضادهايى در آن پيدا مىشود ، بعضى در اوج زيبايى است ، و بعضى كاملًا عادى و معمولى ؛ بررسى آثار نويسندگان معروف و بزرگ ، اعم از نثر و نظم ، نيز گواه زنده اين مطلب است . اما كلام خدا ، قرآن مجيد ، اين چنين نيست ، انسجام فوق العاده و همبستگى مفاهيم ، فصاحت و بلاغت بىنظيرى كه در همهء آياتش حاكم است ، گواهى مىدهد كه از كلام انسانها نيست . « 1 »
[ متشاكس : ]
« شُرَكآءُ مُتَشاكِسُونَ »
« متشاكس » از مادّهء « شَكِس » به كسانى گفته مىشود كه ، با عصبانيت و بد خلقى به جر و بحث و نزاع مشغولند . « 2 »
[ مُتَشاكِسُون : ]
« شُرَكآءُ مُتَشاكِسُونَ »
« مُتَشاكِسُون » از مادّهء « شكاسه » به معناى « سوء خلق و دعوا و خصومت » است . « 3 »
[ مُتَصَدِّع : ]
« خاشِعاً مُّتَصَدِّعاً »
« مُتَصَدِّع » از مادّهء « صدع » به معناى « شكافتن اشياء سفت و محكم » است ، مانند آهن و شيشه ، و اگر به سردرد « صداع » مىگويند ، به خاطر اين است كه گويى مىخواهد سر انسان را از هم بشكافد . « 4 »
[ مُتَقَلَّب : ]
« وَ اللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ »
« مُتَقَلَّب » به معناى جايگاه رفت و آمد است . بنابراين « مُتَقَلَّب » اسم مفعول است كه در اينجا به معناى اسم مكان آمده ، ولى جمعى آن را « مصدر ميمى » مىدانند ، كه به معناى انتقال از حالى به حالى مىباشد . اما معناى اول ، با توجّه به قرينهء مقابله با « مَثْوى » كه مسلماً اسم مكان است ، مناسبتر است . « 5 »
[ مُتَّكَأ : ]
« وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً »
« مُتَّكَأ » به معناى چيزى است كه بر آن تكيه مىكنند ، مانند پشتىها ، تختها و صندلىها ، آن چنان كه در قصرهاى آن زمان معمول بود ، ولى بعضى « مُتَّكَأ » را به « اترج » كه نوعى ميوه است تفسير كردهاند .
آنها كه متّكا را به همان معناى پشتى و مانند آن تفسير كردهاند نيز ، گفتهاند : ميوهء آن
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 7 ( ج 2 ، ص 506 ) ؛ زمر ، آيهء 23 ( ج 19 ، ص 452 )
( 2 ) . زمر ، آيهء 29 ( ج 19 ، ص 464 )
( 3 ) . زمر ، آيهء 29 ( ج 19 ، ص 464 )
( 4 ) . حشر ، آيهء 21 ( ج 23 ، ص 559 )
( 5 ) . محمّد ، آيهء 19 ( ج 21 ، ص 472 )