و مواهب مادى را شامل مىشود . « راغب » در كتاب « مفردات » مىگويد : كُلَّمَا يُنْتَفَعُ بِهِ عَلى وَجْهٍ مَا ، فَهُوَ مَتاعٌ وَ مُتْعَةٌ : « هر چيزى كه به نحوى انسان از آن بهره مىگيرد ، به آن متاع يا متعه گفته مىشود » .
بنابراين جملهء « دنيا متاع غرور است » ، مفهومش اين است كه ، وسيله و ابزارى است براى فريبكارى ، فريب دادن خويشتن ، و هم فريب ديگران ، و البته اين در مورد كسانى است كه دنيا را هدف نهايى قرار مىدهند و به آن دل مىبندند ، و بر آن تكيه مىكنند و آخرين آرزويشان ، وصول به آن است ، اما اگر مواهب اين جهان مادى وسيلهاى براى وصول به ارزشهاى والاى انسانى و سعادت جاودان باشد ، هرگز دنيا نيست ، بلكه مزرعهء آخرت ، و قنطره و پلى براى رسيدن به آن هدفهاى بزرگ است . « 1 »
[ مُتَجاوِر : ]
« وَفِى الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجاوِراتٌ »
« مُتَجاوِر » از مادّهء « جار » به معناى همسايه و نزديك است ، ولى هنگامى كه مىفرمايد :
« قِطْعٌ مُتَجاوِرات » مفهومش اين است كه قطعههاى مختلفى هستند كه در كنار هم قرار دارند و گرنه اگر همهء آنها يكسان بودند ، تعبير « قطعههاى مجاور » معنا نداشت . « 2 »
[ مُتَحَرِّف : ]
« إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِّقِتالٍ »
« مُتَحَرِّف » از مادّهء « تَحَرُّف » به معناى كنارهگيرى از وسط به اطراف و كنارههاست ؛ و منظور از اين جمله اين است كه :
جنگجويان به عنوان يك تاكتيك جنگى از برابر دشمن بگريزند و به كنارى بروند كه او را به دنبال خود بكشانند و ناگهان ضربهء غافلگيرانه را بر پيكر او وارد سازند و يا به صورت جنگ و گريز دشمن را خسته كنند ؛ چرا كه جنگ گاهى حمله و گاهى عقبنشينى به عنوان حملهء مجدد است ؛ مانند : « أَلْحَرْبُ كَرٌّ وَ فَرٌّ » . « 3 »
[ مُتَراكِب : ]
« نُخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُّتَراكِباً »
« مُتَراكِب » از مادّهء « ركوب » به معناى سوارى است ، يعنى دانههايى كه بر سر يكديگر سوار شدهاند ، و بيشتر دانههاى غذايى چنين هستند . « 4 »
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 14 ( ج 2 ، ص 535 ) ؛ يونس ، آيهء 70 ( ج 8 ، ص 426 ) ؛ نحل ، آيهء 80 ( ج 11 ، ص 376 ) ؛ حديد ، آيهء 20 ( ج 23 ، ص 367 ) ؛ عبس ، آيهء 32 ( ج 26 ، ص 163 )
( 2 ) . رعد ، آيهء 4 ( ج 10 ، ص 141 )
( 3 ) . انفال ، آيهء 16 ( ج 7 ، ص 144 )
( 4 ) . انعام ، آيهء 99 ( ج 5 ، ص 460 )