تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
مناسبت به نوجوانى كه مو در صورتش نروييده اين كلمه اطلاق مىشود و در اينجا منظور از « مارد » كسى است كه عارى از هرگونه خير و بركت و به تعبير خودمانى « بى همه چيز » ! باشد . « 1 »

[ مَاعُون : ]

« وَ يَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ » « مَاعُون » از مادّهء « مَعْن » ( بر وزن شأن ) به معناى چيز كم است ، و بسيارى از مفسران معتقدند : منظور از آن در اينجا ، اشياء جزئى است كه مردم ، مخصوصاً همسايه‌ها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك مىگيرند ، مانند مقدارى نمك ، آب ، آتش ( كبريت ) ، ظروف و مانند اينها . « 2 »

[ مَا قَدَّمُوا : ]

« وَ نَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا » جملهء « مَا قَدَّمُوا » ( آنچه را از پيش فرستادند ) از مادّهء « تقديم » اشاره به اعمالى است كه انجام داده‌اند ، و اثرى از آن باقى نمانده ، اين احتمال نيز ، در تفسير آيه وجود دارد كه « مَا قَدَّمُوا » اشاره به اعمالى است كه جنبهء شخصى دارد . « 3 »

[ مَاكِثُون : ]

« قالَ إِنَّكُمْ مّاكِثُونَ » « مَاكِثُون » از مادّهء « مَكث » ، در اصل به معناى توقف توأم با انتظار است ، و شايد اين تعبير از سوى مالك دوزخ ، يك نوع استهزاء است همانطور كه گاه شخص غيرمستحق تقاضاى چيزى مىكند مىگوئيم منتظر باش ! . « 4 »

[ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ : ]

« مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » تعبير به « مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » ( چيزى كه به آن علم ندارى ) اشاره به منطقى نبودن شرك است ؛ چون اگر واقعاً شرك صحيح بود ، دليلى بر آن وجود داشت ، و به تعبيرِ ديگر ، جايى كه انسان علم به چيزى نداشته باشد ، بايد از آن پيروى نكند ، چه رسد به اين كه علم به بطلان آن داشته باشد . « 5 »

[ مَأوى : ]

« مَأْويهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ » « مَأوى » در اصل ، به معناى پناهگاه است و اين كه در آيهء بالا مىخوانيم : مأواى فراركنندگان از جهاد ، جهنم است ؛ اشاره به اين است كه آنها با فرار مىخواهند پناهگاهى براى خود انتخاب كنند كه از هلاكت مصون بمانند ، ولى بر عكس ، پناهگاه آنها جهنم مىشود ، نه تنها در جهان ديگر ، بلكه در اين جهان نيز در جهنمى سوزان از ذلت و بدبختى و شكست و محروميت ، پناه خواهند گرفت .
هامش
( 1 ) . صافات ، آيهء 7 ( ج 19 ، ص 29 ) ( 2 ) . ماعون ، آيهء 7 ( ج 27 ، ص 386 ) ( 3 ) . يس ، آيهء 12 ( ج 18 ، ص 350 ) ( 4 ) . زخرف ، آيهء 77 ( ج 21 ، ص 135 ) ( 5 ) . عنكبوت ، آيهء 8 ( ج 16 ، ص 230 )