منظور از « قُمَلّ » چيست ؟ ميان مفسران گفتگو است ، ولى ظاهر اين است كه يك نوع آفت نباتى بوده كه به غلات آنها افتاد ، و همه را فاسد كرد . « 1 »
[ قِنْطار : ]
« إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ »
« قِنْطار » در اصل به معناى چيز محكم است سپس به مال زياد نيز گفته شده ، پل را به خاطر استحكامش « قَنْطَرَه » ، و اشخاص با هوش را « قِنْطِر » مىگويند ، چون داراى تفكر محكمى هستند . منظور از « قِنْطار » در اين آيه همان مال فراوان است . « 2 »
[ قِنْوان : ]
« مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ »
« قِنْوان » جمع « قِنْو » ( بر وزن صنف ) اشاره به رشتههاى باريك و لطيفى است كه پس از شكافته شدن خوشهء سربستهء نخل خارج مىگردد . « 3 »
[ قَنُوطْ : ]
« الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ »
عدهاى مىگويند « قَنُوطْ » از مادّهء « قُنُوط » به معناى انسان نوميد است و با « يَئُوسْ » يك معنا دارد . بعضى هر دو را به يك معنا ( براى تأكيد ) دانستهاند . و بعضى « قَنُوط » را به معناى ظاهر ساختن وجود نوميدى در چهره و در عمل دانستهاند . مرحوم « طبرسى » در « مجمع البيان » گفته : « قَنُوط » ، « نوميدى از رحمت » است . ولى آنچه از موارد استعمال واژهء « قَنُوط » در قرآن مجيد به دست مىآيد ، اين است كه « قَنُوط » و « يَئُوسْ » تقريباً در يك معنا به كار مىرود . « 4 »
[ قُوْا : ]
« قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ »
تعبير به « قُوْا » ( نگاه داريد ) از مادّهء « وِقايَة » اشاره به اين است كه ، اگر آنها را به حال خود رها كنيد ، خواه ناخواه به سوى آتش دوزخ پيش مىروند ، شما هستيد كه بايد آنها را از سقوط در آتش دوزخ حفظ كنيد . « 5 »
[ قوارير : ]
« مُّمَرَّدٌ مِّنْ قَوارِيرَ »
« قوارير » جمع « قاروره » به معناى ظرف بلورين و شيشهاى است . « 6 »
[ قَوام : ]
« كَانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً »
« قَوام » ( بر وزن عوام ) در لغت ، به معناى عدالت و استقامت و حدّ وسط ميان دو چيز است و « قِوام » ( بر وزن كتاب ) به معناى چيزى است كه مايهء قيام و استقرار بوده باشد . « 7 »
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 133 ( ج 6 ، ص 384 ) ؛ اسراء ، آيهء 101 ( ج 12 ، ص 341 )
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 75 ( ج 2 ، ص 719 )
( 3 ) . انعام ، آيهء 99 ( ج 5 ، ص 460 )
( 4 ) . فصّلت ، آيهء 49 ( ج 20 ، ص 341 )
( 5 ) . تحريم ، آيهء 6 ( ج 24 ، ص 300 )
( 6 ) . انسان ، آيهء 15 ( ج 15 ، ص 366 ) ؛ نمل ، آيهء 44 ( ج 15 ، ص 510 )
( 7 ) . فرقان ، آيهء 67 ( ج 15 ، ص 173 )