تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
توصيف دين به « قيّم » با توجّه به اين كه « قيّم » به معناى ثابت و برپا است ، در حقيقت اشاره به دليل اين توجّه مستمر به دين است ، يعنى چون آئين اسلام آئينى است ثابت و مستقيم ، و برپادارندهء نظام زندگى مادى و معنوى مردم ، هرگز از آن منحرف مشو ! « 1 »

[ قِيَماً : ]

« ديناً قِيَماً مِّلَّةَ إِبْراهيمَ » « قِيَماً » از مادّهء « قيام » هم ممكن است به معناى راستى و استقامت باشد ، هم به معناى پايدار و جاويدان ، و هم به معناى قائم به امور دين و دنيا . « 2 »

[ قيّمة : ]

« فيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ » « قيّمة » از مادّهء « قيام » به معناى صاف و مستقيم است ، يا محكم و پابرجا ، يا ارزشمند و پربها ، و يا همهء اين مفاهيم در آن جمع است . « 3 »

[ قَيُّوم : ]

« هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ » « قَيُّوم » صيغهء مبالغه از مادّهء « قيام » است ، به همين دليل ، به وجودى گفته مىشود كه قيام او به ذات او است ، و قيام همهء موجودات به او مىباشد ، علاوه بر اين ، قائم به تدبير امور مخلوقات نيز مىباشد . « 4 » * * *
هامش
( 1 ) . كهف ، آيهء 2 ( ج 12 ، ص 376 ) ؛ روم ، آيهء 43 ( ج 16 ، ص 478 ) ( 2 ) . انعام ، آيهء 161 ( ج 6 ، ص 79 ) ( 3 ) . بيّنه ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 225 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 255 ( ج 2 ، ص 316 )