تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦

[ قلب : ]

« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ » « قلب » در قرآن به معانى گوناگونى آمده است ، از جمله : 1 - به معناى « عقل و درك » ، 2 - « روح و جان » ، 3 - « مركز عواطف » و بيشتر مراد روح و عقل است . « 1 »

[ قَلْبٍ سَلِيم : ]

« جآءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ » مفسران براى « قَلْبٍ سَلِيم » تفسيرهاى متعددى بيان كرده‌اند كه هر كدام به يكى از ابعاد آن اشاره مىكند : قلبى ، كه پاك از شرك باشد . قلبى ، كه خالص از معاصى و كينه و نفاق بوده باشد . قلبى ، كه از عشق دنيا تهى باشد ، كه حب دنيا سرچشمهء همهء خطاها است . و بالاخره قلبى ، كه جز خدا در آن نباشد ! « 2 »

[ قَلى : ]

« رَبُّكَ وَ مَا قَلى » « قَلى » از مادّهء « قلا » ( بر وزن صدا ) به معناى شدت بغض و عداوت است و از مادّهء « قَلْو » ( بر وزن سرو ) به معناى پرتاب كردن آمده است . « راغب » معتقد است : هر دو به يك معنا باز مىگردد ؛ زيرا كسى كه مورد عداوت انسان است ، گويى قلب ، او را پرت مىكند و نمىپذيرد . اين ماده هم به صورت « ناقص يايى » آمده و هم « ناقص واوى » ، در صورت اول به معناى بغض و عداوت است ، و در صورت دوم ، به معناى پرتاب نمودن و طرد كردن ، و همان گونه كه در بالا گفته شده ، هر دو به يك ريشه باز مىگردد . « 3 »

[ قِمار : ]

« قِمار » در نظر بعضى از مردم وسيلهء آسانى براى نيل به مال و ثروت است به آن « مَيْسِر » گفته شده است . « 4 »

[ قَمْطَرِيْر : ]

« عَبُوساً قَمْطَريراً » در اين كه « قَمْطَرِيْر » از چه ماده‌اى گرفته شده ؟ در ميان مفسران و ارباب لغت گفتگو است ، بعضى آن را از « قَمْطر » مىدانند ، و بعضى آن را مشتق از مادّهء « قُطْر » ( بر وزن مرغ ) و ميم را زائده مىدانند . ولى مشهور همان اول است كه به معناى شديد و عبوس است . « 5 »

[ قُمَلّ : ]

« وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ » « قُمَّل » از مادّهء « قَمْل » است و در اين كه
هامش
( 1 ) . بقره ، آيات 7 ، 283 ( ج 1 ، ص 121 ؛ ج 2 ، ص 459 ) ( 2 ) . صافات ، آيهء 84 ( ج 19 ، ص 102 ) ( 3 ) . ضحى ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 116 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 219 ( ج 2 ، ص 144 ) ( 5 ) . انسان ، آيهء 10 ( ج 25 ، ص 356 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 446 | شيخ محمد جعفر امامى