[ غرور : ]
« زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً »
« غرور » ( بر وزن جسور ) صيغهء مبالغه به معناى هر موجود فريبنده و فوق العاده فريبكار است ، و اين كه آن را به شيطان تفسير كردهاند ، در حقيقت بيان مصداق واضح آن است ، و الا هر انسان فريبنده ، هر كتاب فريبنده ، هر مقام وسوسهگر و هر موجودى ، كه انسان را گمراه سازد ، در مفهوم وسيع اين كلمه داخل است ؛ مگر اين كه مفهوم شيطان را چنان وسعت دهيم كه همهء اينها را شامل شود .
لذا « راغب » در « مفردات » مىگويد : « غَرور ، هر چيزى است كه انسان را مغرور سازد و بفريبد ، اعم از مال ، مقام ، شهوت و شيطان ، و اين كه : به شيطان تفسير شده ، به خاطر اين است كه خبيثترين فريبندگان است » .
و اين كه بعضى آن را به دنيا تفسير كردهاند ، به خاطر فريبندگى دنياست چنان كه در « نهج البلاغه » مىخوانيم : الدُّنْيا تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ :
« مىفريبد ، و ضرر مىزند ، و مىگذرد » !
« غُرور » در اصل از مادّهء « غُرّ » ( بر وزن حُرّ ) به معناى اثر ظاهر چيزى است ، و لذا ، به اثر ظاهر در پيشانىِ اسب « غرّة » گفته مىشود ، سپس به حالت غفلت اطلاق شده است كه در ظاهر ، انسان هوشيار است ، اما در حقيقت بىخبر است ، و به معناى فريب و نيرنگ نيز استعمال مىشود .
تعبير به وعدههاى « غرور » ناظر به اين است كه بت پرستان اين خرافات و اوهام را به صورت وعدههاى تو خالى از يكديگر مىگرفتند ، و به صورت شايعه و تقليدهاى بىاساس ، بعضى به بعض ديگر القاء مىكردند . « 1 »
[ غريم : ]
« عَذابَها كَانَ غَراماً »
« غريم » از مادّهء « غُرْم » به معناى شخص طلبكار است و بعضى گفتهاند : « غريم » ، هم به « طلبكار » گفته مىشود و هم به « بدهكار » ( لسان العرب ، مادّهء غرم ) . « 2 »
[ غَسَّاق : ]
« حَميمٌ وَ غَسَّاقٌ »
« غَسَّاق » از مادّهء « غسق » ( بر وزن رمق ) به معناى شدت تاريكى شب است ، « ابن عباس » آن را به نوشابه بسيار سردى ( كه از شدت برودت درون انسان را مىسوزاند و مجروح مىكند ) تفسير كرده است ، ولى در
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 112 ( ج 5 ، ص 506 ) ؛ لقمان ، آيهء 33 ( ج 17 ، ص 107 ) ؛ فاطر ، آيات 5 ، 40 ( ج 18 ، صفحات 200 ، 305 ) ؛ حديد ، آيهء 20 ( ج 23 ، ص 366 ) ؛ انفطار ، آيهء 6 ( ج 26 ، ص 229 )
( 2 ) . فرقان ، آيهء 65 ( ج 15 ، ص 171 ) ؛ طور ، آيهء 40 ( ج 22 ، ص 469 )