و ناتوان مىاندازد ، و عذرشان را مىپذيرد .
در اين كه ميان « عفوّ » و « غفور » چه تفاوتى است ؟ بعضى گفتهاند : « عفوّ » اشاره به بخشش خداوند است ، و « غفور » اشاره به پوشش گناه است ؛ زيرا ممكن است كسى گناهى را ببخشد ، اما هرگز آن را مكتوم ندارد ، ولى خداوند هم مىبخشد و هم مستور مىسازد .
بعضى نيز « غفران » را به معناى پوشاندن شخص از عذاب ، معنا كردهاند كه مفهوم آن با « عفو » متفاوت است هر چند در نتيجه يكى است . « 1 »
[ غِلّ : ]
« في صُدُورِهِمْ مِّنْ غِلٍّ »
« غِلّ » از مادّهء « غَلَل » در اصل ، به معناى نفوذ مخفيانهء چيزى است ، و به همين جهت به حسد و كينه و دشمنى كه به طرز مرموزى در جان انسان نفوذ مىكند « غِلّ » گفته مىشود ، و اگر به رشوه نيز « غلول » مىگويند ، به اين مناسبت است كه نفوذ مخفيانه براى انجام خيانتى مىباشد .
بنابراين ، « غِلّ » مفهوم وسيعى دارد كه بسيارى از صفات زشت و مزاحم اخلاقى را شامل مىگردد .
و لذا به آب جارى در ميان درختان ، « غلل » مىگويند ، و از آنجا كه حسد ، عداوت و دشمنى ، به طرز مرموزى در قلب انسان نفوذ مىكند به آن « غل » گفته شده ، بنابراين « غل » ، تنها به معناى « حسد » نيست بلكه ، مفهوم وسيعى دارد كه بسيارى از صفات مخفى و زشت اخلاقى را ، شامل مىشود . « 2 »
[ غلام : ]
« أَنّى يَكُونُ لي غُلامٌ »
واژهء « غلام » به عقيدهء بعضى به هر كودكى قبل از رسيدن به سن جوانى گفته مىشود ؛ و بعضى آن را به كودكى كه از ده سال گذشته و هنوز به سن بلوغ نرسيده است اطلاق كردهاند . از تعبيرات مختلفى كه در لغت « عرب » آمده مىتوان استفاده كرد : « غلام » حد فاصل ميان « طفل » ( كودك ) و « شاب » ( جوان ) است كه در زبان فارسى از آن تعبير به « نوجوان » مىكنيم ، و « غُلامٍ عَلِيْمٍ » به معناى پسر دانا است . « 3 »
[ غُلْب : ]
« وَ حَدآئِقَ غُلْباً »
« غُلْب » ( بر وزن قفل ) جمع « اغلب » و « غلباء » به معناى گردن كلفت است ، و در اصل از مادّهء « غلبه » گرفته شده كه در اينجا به
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 91 ( ج 8 ، ص 103 ) ؛ مجادله ، آيهء 2 ( ج 23 ، ص 425 )
( 2 ) . اعراف ، آيهء 43 ( ج 6 ، ص 215 ) ؛ حجر ، آيهء 47 ( ج 11 ، ص 109 ) ؛ حشر ، آيهء 10 ( ج 23 ، 531 )
( 3 ) . آل عمران ، آيهء 40 ( ج 2 ، ص 626 ) ؛ حجر ، آيهء 53 ( ج 11 ، ص 117 ) ؛ كهف ، آيهء 74 ( ج 12 ، ص 537 ) ؛ صافات ، آيهء 101 ( ج 19 ، ص 126 )