آن باقى مىماند .
و اين تعبير به عنوان كنايه از هر چيزى كه ضايع مىشود و بيهوده از دست مىرود ، استعمال مىشود ؛ و در سورهء « أعلى » به معناى گياهان خشكيده و درهم ريخته است . « 1 »
[ غَد : ]
« غَداً مَّنِ الْكَذَّابُ الأَشِرُ »
تعبير به « غَد » ( فردا ) از مادّهء « غُدْوَة - غَداة » اشاره به قيامت است چرا كه با توجّه به مقياس عمر دنيا به سرعت فرا مىرسد ، و ذكر آن به صورت نكره ، براى اهميت آن است . « 2 »
[ غَداء : ]
« قالَ لِفَتاهُ ءَاتِنَا غَدآءَنَا »
« غَداء » به غذايى گفته مىشود كه در آغاز روز يا وسط روز ، مىخورند ( صبحانه يا نهار ) ولى از تعبيراتى كه در كتب لغت آمده است ، چنين استفاده مىشود كه در زمانهاى گذشته « غداء » را تنها به غذايى مىگفتند كه در آغاز روز مىخوردند ( زيرا از « غُدْوَه » گرفته شده كه به معناى آغاز روز است ) در حالى كه در عربى امروز ، « غداء » و « تغدى » به معناى « نهار و نهار خوردن » است . « 3 »
[ غَدَق : ]
« لَأَسْقَيْنَاهُمْ مآءً غَدَقاً »
« غَدَق » ( بر وزن شفق ) به معناى آب فراوان است . « 4 »
[ غُدُوّ : ]
« بِالْغُدُوِّ وَ الآْصالِ »
« غُدُوّ » از مادّهء « غُدْوَة » جمع « غداة » به معناى اول روز است و گاهى به معناى مصدرى نيز استعمال شده است .
« غُدُوّ » ( بر وزن عُلُوّ ) به معناى طرف صبح است ، ولى ، از قرائن بر مىآيد كه در سورهء « سبأ » ، « غُدُوّ » به معناى نيمهء اول روز است ؛ و مفهوم آيه اين است كه سليمان عليه السلام از صبح تا به ظهر ، با اين مركب راهوار ، به اندازهء يك ماه مسافران آن زمان راه مىرفت و نيمهء دوم روز ، نيز به همين مقدار راه مىپيمود . « 5 »
[ غَرابِيب : ]
« وَ غَرابيبُ سُودٌ »
« غَرابِيب » از مادّهء « غَرْب » جمع « غِرْبيب » ( بر وزن كبريت ) به معناى سياه پر رنگ است ، و اين كه عرب به كلاغ « غراب » مىگويد ، نيز از همين جهت است . « 6 »
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، آيهء 41 ( ج 14 ، ص 262 ) ؛ أعلى ، آيهء 5 ( ج 26 ، ص 402 )
( 2 ) . قمر ، آيهء 26 ؛ حشر ، آيهء 18 ( ج 23 ، صفحات 63 ، 548 )
( 3 ) . كهف ، آيهء 62 ( ج 12 ، ص 525 )
( 4 ) . جنّ ، آيهء 16 ( ج 25 ، ص 127 )
( 5 ) . رعد ، آيهء 15 ( ج 10 ، ص 187 ) ؛ نور ، آيهء 36 ( ج 14 ، ص 515 ) ؛ سبأ ، آيهء 12 ( ج 18 ، ص 48 )
( 6 ) . فاطر ، آيهء 27 ( ج 18 ، ص 264 )