تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
مفهوم ريشهء اين كلمه ، چيزى نيست كه دلالت بر اين معنا كند ، جز اين كه ممكن است مقابله آن با « حَمِيم » كه آب داغ و سوزان است منشأ چنين استنباطى شده باشد . « راغب » در « مفردات » ، آن را به قطراتى كه از پوست تن دوزخيان ( و جراحات بدن آنها ) بيرون مىآيد ، تفسير كرده است . لابد تيره بودن رنگ آن سبب اطلاق اين واژه بر آن شده است ، چرا كه محصول آن آتش سوزان ، چيزى جز يك مشت اندام سوخته با تراوشهاى سياه نيست ! به هر حال ، از پاره‌اى از كلمات ، بر مىآيد كه ، « غَسَّاق » بوى بسيار بد و زننده‌اى دارد كه همگان را ناراحت مىكند . بعضى ديگر ، آن را به يك نوع عذاب كه جز خدا از آن آگاه نيست ، تفسير كرده‌اند ، چرا كه آنها مرتكب گناهان و مظالم سختى شده‌اند كه ، جز خدا از آن آگاه نبوده و كيفرشان نيز بايد چنين باشد . « 1 »

[ غِسْلِين : ]

« وَلَاطَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلينٍ » « غِسْلِين » از مادّهء « غَسْل » است . « راغب » در « مفردات » مىگويد : « غِسْلِين » به معناى آبى است كه از شستشوى بدن كفار در دوزخ فرو مىريزد ، ولى معروف اين است كه ، منظور چرك و خونى است كه از بدن دوزخيان فرو مىريزد ؛ و شايد منظور « راغب » نيز همين باشد و تعبير به « طَعام » نيز مناسب همين معناست . « 2 »

[ غَضّ : ]

« قُلْ لِّلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا » « غَضّ » به معناى كاهش است . « 3 »

[ غَفَّار : ]

« أَلا هُوَ الْعَزيزُ الْغَفَّارُ » « غَفَّار » صيغهء مبالغه از مادّهء « غفران » است كه در اصل به معناى پوشيدن چيزى است كه انسان را از آلودگى نگه دارد ، و هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىرود ، مفهومش اين است كه : عيوب و گناهان بندگان نادم را ، مىپوشاند و آنها را از عذاب و كيفر حفظ مىكند . « 4 »

[ غفران : ]

« لَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ » « غفران » به معناى پوشاندن گناه و به فراموشى سپردن آن است . « 5 »

[ غَفُور : ]

« وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحيمٌ » « غَفُور » از مادّهء « غفران » ، به معناى مستور ساختن و پوشاندن است ، يعنى : خداوند به مقتضاى اين صفت ، پرده بر كار افراد معذور
هامش
( 1 ) . ص ، آيهء 57 ( ج 19 ، ص 340 ) ( 2 ) . حاقّه ، آيهء 36 ( ج 24 ، ص 472 ) ( 3 ) . نور ، آيهء 30 ( ج 14 ، ص 468 ) ( 4 ) . زمر ، آيهء 5 ( ج 19 ، ص 398 ) ( 5 ) . تغابن ، آيهء 17 ( ج 24 ، ص 217 )