[ غرام : ]
« إِنَّ عَذابَها كَانَ غَراماً »
« غرام » از مادّهء « غُرْم » در اصل ، به معناى مصيبت و ناراحتى شديدى است كه دست از سر انسان برندارد ، و اگر به شخص طلبكار « غريم » گفته مىشود ، به خاطر آن است كه دائماً براى گرفتن حق خويش ، ملازم انسان است ، به عشق و علاقه سوزانى كه انسان را با اصرار ، به دنبال كار يا چيزى مىفرستد نيز « غرام » گفته مىشود ، اطلاق اين واژه بر جهنم ، به خاطر آن است كه : عذابش شديد ، پىگير و پر دوام است . « 1 »
[ غُرَف : ]
« أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ »
« غُرَف » جمع « غُرْفَه » از مادّهء « غَرْف » ( بر وزن حرف ) به معناى برداشتن چيزى است ، و لذا به آبى كه با كف از چشمه برمىدارند و مىنوشند ، « غرفه » مىگويند ؛ سپس به قسمتهاى فوقانى ساختمان و طبقات بالاى منازل كه بر اطراف مشرف باشد اطلاق شده است .
و « غُرُفات » جمع « غرفه » به معناى حجرههايى است كه در طبقهء بالا قرار گرفته ، كه هم نور بيشترى دارد ، و هم هواى بهتر ، و هم از آفات به دور است ، به همين دليل ، اين تعبير در مورد برترين منازل بهشت به كار رفته است . « 2 »
[ غَرَق ، غَرْق : ]
« وَالنَّازِعاتِ غَرْقاً »
« غَرَق » با فتح را ( بر وزن شفق ) به گفتهء بسيارى از ارباب لغت در اصل به معناى فرو رفتن در آب است ، و گاه به معناى گرفتارى شديد در يك حادثه و بلا نيز آمده است .
و « غَرْق » ( بر وزن فرق ) به گفتهء « ابن منظور » در « لسان العرب » ، اسمى است كه جانشين مصدر شده و به معناى « اغراق » است و اغراق در اصل به معناى كشيدن كمان تا آخرين نقطهء ممكن است ، سپس به معناى مبالغه در هر كار آمده . « 3 »
[ غَرَّكَ : ]
« مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَريمِ »
« غَرَّكَ » از مادّهء « غرور » در اصل ، به معناى غفلت به هنگام بيدارى است ، و به تعبير ديگر ، غفلت در جايى كه انسان بايد غافل نباشد ، و از آنجا كه غفلت گاه سر چشمهء « جسارت » و يا « خود برتربينى » مىشود ، واژهء « غرور » به اين معانى نيز تفسير شده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 65 ( ج 15 ، ص 171 )
( 2 ) . فرقان ، آيهء 75 ( ج 15 ، ص 191 ) ؛ سبأ ، آيهء 37 ( ج 18 ، ص 123 ) ؛ زمر ، آيهء 20 ( ج 19 ، ص 435 )
( 3 ) . نازعات ، آيهء 1 ( ج 26 ، ص 86 )
( 4 ) . انفطار ، آيهء 6 ( ج 26 ، ص 229 )