تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
كه زن را از ازدواج با هر شخص ديگرى براى هميشه منع مىكند ) . « 1 »

[ عِصِىّ : ]

« حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ » « عِصِىّ » جمع « عصا » مىباشد . « 2 »

[ عَصِيب : ]

« هذا يَوْمٌ عَصيبٌ » « عَصِيب » از مادّهء « عَصْب » ( بر وزن اسب ) به معناى بستن چيزى به يكديگر است ، و از آنجا كه حوادث سخت و ناراحت‌كننده ، انسان را در هم مىپيچد ، و گويى در لابلاى ناراحتى قرار مىدهد ، عنوان « عَصِيب » به آن اطلاق مىشود ، و عرب ، روزهاى گرم و سوزان را نيز « يَوْمُ الْعَصِيب » مىگويد . « 3 »

[ عَصَيْتُمْ : ]

« عَصَيْتُمْ » از مادّهء « عِصْيان » به معناى نافرمانى كرديد مىباشد . « 4 »

[ عِضِيْنَ : ]

« الْقُرْآنَ عِضِينَ » « عِضِيْنَ » جمع « عِضَه » به معناى متفرق ساختن است و به هر بخش از چيزى نيز گفته مىشود ، بنابراين « عِضِيْن » يعنى بخش‌ها و قسمت‌ها . « 5 »

[ عِطف : ]

« ثانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ » « عِطف » به معناى پهلو است ، و پيچيدن پهلو ، كنايه از بىاعتنايى و اعراض از چيزى است . « 6 »

[ عُطِّلَتْ : ]

« وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ » « عُطِّلَتْ » از مادّهء « تعطيل » به معناى رها كردن بدون سرپرست و چوپان است . منظور اين است كه شدت هول و وحشت آن روز به قدرى است كه هر انسانى نفيس‌ترين اموال خويش را فراموش مىكند . مرحوم « طبرسى » در « مجمع البيان » نقل مىكند كه « عُطِّلَتْ » به معناى تعطيل شدن باران آنها است ، يعنى در آن روز ، ابرها در آسمان ظاهر مىشود ، اما نمىبارد ( ممكن است اين ابرها ناشى از گازهاى مختلف يا ابرهاى اتمى و يا توده‌هاى گردوغبار حاصل از متلاشى شدن كوه‌ها در آستانهء قيامت باشد ، كه ابرهايى است بدون باران ) . « 7 »

[ عظام : ]

« وَكُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً » « عظام » از مادّهء « عَظْم » به معناى استخوان‌ها است و اگر مىبينيم كه « تراب » در سورهء
هامش
( 1 ) . ممتحنه ، آيهء 10 ( ج 24 ، ص 51 ) ( 2 ) . شعراء ، آيهء 44 ( ج 15 ، ص 251 ) ( 3 ) . هود ، آيهء 77 ( ج 9 ، ص 219 ) ( 4 ) . صافات ، آيهء 173 ( ج 19 ، ص 209 ) ( 5 ) . حجر ، آيهء 91 ( ج 11 ، ص 152 ) ( 6 ) . حجّ ، آيهء 9 ( ج 14 ، ص 42 ) ( 7 ) . تكوير ، آيهء 4 ( ج 26 ، ص 182 )