تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢

[ عِشار : ]

« وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ » « عِشار » از مادّهء « عَشْر » جمع « عشراء » در اصل به معناى شتر مادّهء بار دارى است كه ده ماه بر حمل او گذشته ، و در آستانهء آوردن بچه است ، يعنى چيزى نمىگذرد كه شتر ديگرى از او متولد مىشود ، و شير فراوان در پستان او ظاهر مىگردد . در آن روز كه اين آيات نازل گشت ، چنين شترى باارزش‌ترين اموال عرب محسوب مىشد . مرحوم « طبرسى » در « مجمع البيان » نقل مىكند كه بعضى « عِشار » را به معناى « ابرها » گرفته‌اند . ولى مىافزايد : « بعضى گفته‌اند تفسير عشار به ابرها چيزى است كه در لغت عرب شناخته نشده » . اما ، با توجّه به مطلبى كه « طريحى » در « مجمع البحرين » آورده كه « عِشار » در اصل ، به معناى شتران باردار است ، و سپس به هر باردارى گفته شده ، ممكن است اطلاق آن بر « ابرها » نيز به خاطر آن باشد كه آنها نيز غالباً باردارند ، هر چند ابرهايى كه در آستانهء قيامت در صفحهء آسمان ظاهر مىشوند باردار نيستند ( دقت كنيد ) . بعضى نيز ، « عشار » را به معناى خانه‌ها يا زمين‌هاى زراعتى تفسير كرده‌اند كه در آستانهء قيامت تعطيل مىگردد ، و از ساكنان و زراعت خالى مىشود . ولى ، تفسير اول از همه معروف‌تر است . « 1 »

[ عَشِىّ : ]

« بِالْعَشِيِّ وَ الإِبْكَارِ » واژهء « عَشِىّ » معمولًا به ساعات آخر روز گفته مىشود همان گونه كه « ابْكار » به ساعات آغاز روز مىگويند . بعضى معتقدند كه از ابتداى ظهر تا غروب آفتاب « عَشِىّ » نام دارد ، و از ابتداى طلوع صبح تا هنگام ظهر ، « ابْكار » است . اما « راغب » در كتاب « مفردات » مىگويد : « عَشِىّ » از هنگام ظهر است تا صبح فردا ، و « ابكار » از طلوع صبح است تا ظهر ، بنابراين عَشِىّ و ابكار ، مجموع شبانه روز را شامل مىشود ، ولى ، همانطور كه گفتيم اين دو واژه معمولًا در دو معناى اول به كار مىرود . « 2 »

[ عشيره : ]

« وَأَنْذِرْ عَشيرَتَكَ » « عشيره » در اصل از مادّهء « عشرة » ( عدد ده ) گرفته شده و از آنجا كه عدد ده در حدّ خود ، يك عدد كامل محسوب مىشود ، به جمعيت بستگان نزديك كه انسان به وسيلهء آنها جمع كاملى را تشكيل مىدهد « عشيرة »
هامش
( 1 ) . تكوير ، آيهء 4 ( ج 26 ، ص 182 ) ( 2 ) . آل عمران ، آيهء 41 ( ج 2 ، ص 629 ) ؛ ص ، آيهء 31 ( ج 19 ، ص 294 ) ؛ مؤمن ، آيات 46 ، 55 ( ج 20 ، صفحات 131 ، 151 )