[ عزيز : ]
« لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ »
« عزيز » از مادّهء « عِزَّة » به معناى قدرتمندى است كه شكست ناپذير است ، هم توانايى بر ارائهء آيات بزرگ دارد ، و هم در هم كوبندهء تكذيبكنندگان است . « 1 »
[ عِزِين : ]
« وَ عَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ »
« عِزِين » جمع « عِزة » ( بر وزن هبه ) ، به معناى جماعتهاى پراكنده است و ريشهء اصلى آن « عَزْو » ( بر وزن جذب ) به معناى نسبت دادن است ، و از آنجا كه هر گروهى كه با هم هستند ، با يكديگر نسبت و ارتباطى دارند ، و يا هدف واحدى را تعقيب مىكنند ، به جماعت و گروه « عِزه » گفته شده . « 2 »
[ عَسْعَسَ : ]
« اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ »
« عَسْعَسَ » از مادّهء « عسعسة » در اصل به معناى تاريكى رقيق است و از آنجا كه در ابتدا و انتهاى شب تاريكى رقيقتر مىشود ، اين معنا در مورد روى آوردن يا پشت كردن شب به كار مىرود ، و اطلاق كلمهء « عَسَسَ » به مأموران شبگرد ، نيز به همين مناسبت است . « 3 »
[ عَسى : ]
« فَعَسى أَنْ يَكُونَ »
كلمهء « عَسى » در لغت عرب ، در مواردى گفته مىشود كه ، اميد به تحقق چيزى مىرود ، و از آنجا كه اين معنا احياناً توأم با « جهل » يا « عجز » است ، بسيارى از مفسران ، آن را در قرآن مجيد به معناى اميد تفسير كردهاند ، اما چنان كه سابقاً نيز گفتهايم ، هيچ مانعى ندارد كه اين واژه در كلام خداوند ، همان معناى اصليش را داشته باشد ؛ زيرا گاه براى وصول به يك هدف ، شرائطى لازم است ، و هر گاه بعضى از شرائط حاصل نباشد ، اين تعبير به كار مىرود ( دقت كنيد ) .
تعبير به « عَسى » ( اميد است ) در سورهء « قصص » با اين كه كسى كه داراى ايمان و عمل صالح باشد ، حتماً اهل فلاح و رستگارى است ، ممكن است به خاطر اين باشد كه اين رستگارى ، مشروط به بقاء و دوام اين حالت است ، و از آنجا كه دوام و بقاء در مورد همهء توبهكنندگان ، مسلّم نيست ، تعبير به « عَسى » شده است .
بعضى از مفسران نيز گفتهاند : اين تعبير ( عَسى ) هنگامى كه از شخص كريم صادر شود ، مفهوم آن قطعى بودن مطلب است ، و خداوند « أَكْرَمُ الأَكْرَمِين » است . « 4 »
هامش
( 1 ) . شعراء ، آيهء 9 ( ج 15 ، ص 216 ) ؛ بروج ، آيهء 8 ( ج 26 ، ص 349 )
( 2 ) . معارج ، آيهء 37 ( ج 25 ، ص 50 )
( 3 ) . تكوير ، آيهء 17 ( ج 26 ، ص 201 )
( 4 ) . قصص ، آيهء 67 ( ج 16 ، ص 155 ) ؛ ممتحنه ، آيهء 7 ( ج 24 ، ص 42 )