[ عقوبت : ]
« الْكُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ »
« عقوبت » از مادّهء « عَقِب » به معناى « كيفر كار خلاف » آمده است . « 1 »
[ عَقِيْم : ]
« مَنْ يَشآءُ عَقيماً »
« عَقِيْم » از مادّهء « عقم » ( بر وزن بخل و همچنين بر وزن فهم ) در اصل ، به معناى خشكى و يبوست است كه مانع از قبول اثر مىشود ، و زنان عقيم ، به زنانى مىگويند كه رحم آنها آمادگى براى پذيرش نطفهء مرد و پرورش فرزند ندارد .
بادهاى « عقيم » را از اين جهت عقيم مىگويند كه قادر بر پيوند ابرهاى بارانزا نيست ؛ و روز « عقيم » به روزى گفته مىشود كه سرور و شادى در آن نباشد . و اين كه از روز قيامت به عنوان « يَوْمٌ عَقِيْم » ياد شده به خاطر آن است كه روزى بعد از آن نيست كه بتوانند به جبران گذشته بپردازند . و بالاخره ، اگر به غذاهايى كه ميكروب آنها كاملًا كشته شده « مُعَقَّمْ » مىگويند به خاطر آن است كه ، اين موجودات مضر ، ديگر در آن پرورش نمىيابند . « 2 »
[ عُكُوف : ]
« أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ »
« عُكُوف » به معناى ملازمت توأم با احترام است . « 3 »
[ عِلِّيِّينَ : ]
« الأَبْرارِ لَفي عِلِّيِّينَ »
« عِلِّيِّينَ » از مادّهء « عُلُوّ » جمع « عِلِّى » ( بر وزن ملّى ) در اصل ، به معناى مكان بالا يا اشخاصى است كه در محل بالا مىنشينند ، و به ساكنان قسمتهاى مرتفع كوهها نيز اطلاق شده است ، و در اينجا جمعى آن را به معناى « برترين مكان آسمان » يا « برترين مكان بهشت » تفسير كردهاند . بعضى نيز گفتهاند كه ذكر آن به صيغهء جمع به خاطر تأكيد است و به معناى « عُلُوٌّ فِى عُلُوٍّ » يعنى « بلندى در بلندى » مىباشد . « 4 »
[ عِمَاد : ]
« إِرَمَ ذاتِ الْعِمَادِ »
« عِمَاد » به معناى ستون و جمع آن « عُمُد » ( بر وزن شتر ) است . « 5 »
[ عَمَد ، عُمُد : ]
« السَّمَاواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ »
« عَمَد » ( بر وزن قمر ) جمع « عمود » به معناى ستون است ، و مقيد ساختن آن به « تَرَوْنَها » ، دليل بر اين است كه آسمان ستونهاى مرئى ندارد ، مفهوم اين سخن آن است كه
هامش
( 1 ) . ممتحنه ، آيهء 11 ( ج 24 ، ص 53 )
( 2 ) . شورى ، آيهء 50 ( ج 20 ، ص 510 )
( 3 ) . انبياء ، آيهء 52 ( ج 13 ، ص 466 )
( 4 ) . مطففين ، آيهء 18 ( ج 26 ، ص 281 )
( 5 ) . فجر ، آيهء 7 ( ج 26 ، ص 468 )