تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
هم مىريزد و گاه آن را به معناى « كار خوب و شناخته شده » نيز تفسير كرده‌اند . « 1 »

[ عَرِم : ]

« عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ » « عَرِم » در اصل از « عَرّامة » ( بر وزن علّامه ) به معناى خشونت ، كج خلقى و سختگيرى است ، و توصيف سيلاب به آن ، اشاره به شدت خشونت و ويرانگرى آن است ، و تعبير به « سَيْلَ الْعَرِم » به اصطلاح از قبيل اضافه موصوف به صفت است . بعضى « عَرِم » را به معناى موشهاى صحرايى گرفته‌اند ، كه بر اثر رخنه در اين سدّ ، مايهء ويرانى آن شدند ( مسألهء نفوذ موشها در سدّ ، گر چه قابل قبول است ، اما تعبير آيه ، تناسب چندانى با اين معنا ندارد ) . در « لسان العرب » براى مادّهء « عَرِم » معانى مختلفى ديده مىشود ؛ از جمله : « سيلاب طاقت‌فرسا » ، « موانعى كه در ميان دره‌ها براى مهار كردن آب » مىسازند ، و همچنين موش بزرگ صحرايى . ولى ، از همه مناسبتر همان معناى اول است ، و در تفسير « على بن ابراهيم » نيز روى آن تكيه شده است . « 2 »

[ عروج : ]

« ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ » كلمهء « عروج » به معناى « صعود كردن و بالا رفتن » است ، نه به معناى نسخ اديان و زائل شدن ، و در هيچ جاى قرآن « عروج » به معناى « نسخ » ديده نمىشود ( اين كلمه در پنج آيه از قرآن ذكر شده و در هيچ مورد به اين معنا نيست ) بلكه در مورد اديان ، همان كلمهء « نسخ » يا « تبديل » و امثال آن به كار مىرود . « 3 »

[ عَرِيْض : ]

« فَذُو دُعآءٍ عَريضٍ » « عَرِيْض » از مادّهء « عَرْض » به معناى پهن ، در مقابل طويل است ، و عرب اين دو تعبير را در مورد كثرت و زيادى به كار مىبرد . « 4 »

[ عزّت : ]

« أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ » « عزّت » در اصل نقطهء مقابل « ذلّت » است ، و در اينجا به معناى غرور و « نخوت » مىباشد ؛ ولى « راغب » در « مفردات » ، اين واژه را به معناى قدرت شكست‌ناپذير تفسير كرده و مىگويد : گاهى مجازاً به معناى غرور و نخوت نكوهيده آمده است . و به گفتهء « راغب » در « مفردات » در اصل ، آن حالتى است كه انسان را مقاوم و شكست‌ناپذير مىسازد . « 5 »
هامش
( 1 ) . مرسلات ، آيهء 1 ( ج 25 ، ص 396 ) ( 2 ) . سبأ ، آيهء 16 ( ج 18 ، ص 72 ) ( 3 ) . سجده ، آيهء 5 ( ج 17 ، ص 134 ) ( 4 ) . فصّلت ، آيهء 51 ( ج 20 ، ص 344 ) ( 5 ) . بقره ، آيهء 206 ( ج 2 ، ص 94 ) ؛ فاطر ، آيهء 10 ( ج 18 ، ص 212 )