[ عَزَّرُوه : ]
« عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ »
« عَزَّرُوه » از مادّهء « تعزير » به معناى حمايت و يارى كردن آميخته با احترام و بزرگداشت است .
بعضى گفتهاند كه اصل آن به معناى ، « منع و جلوگيرى » است ، اگر جلوگيرى از دشمن باشد ، مفهوم آن يارى كردن است ، و اگر جلوگيرى از گناه باشد ، مفهوم آن مجازات و تنبيه است ، و لذا به مجازاتهاى خفيف « تعزير » مىگويند . « 1 »
[ عزم : ]
« مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ »
« عزم » در لغت ، به معناى « تصميم محكم » است و گاهى به هر چيز محكم نيز گفته مىشود ، بنابراين « مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ » به معناى كارهاى شايستهاى است كه انسان بايد روى آن تصميم بگيرد يا به معناى هر گونه كار محكم و قابل اطمينانى است . يا به معناى كارهايى است كه دستور مؤكد ، از سوى پروردگار به آن داده شده است و هرگز نسخ نمىشود ، و يا كارهايى كه انسان بايد نسبت به آن عزم آهنين و تصميم راسخ داشته باشد .
« راغب » در « مفردات » مىگويد : عزم به معناى تصميم گرفتن بر انجام كارى است ( عَقْدُ الْقَلْبِ عَلى إِمْضاءِ الامْرِ ) . در قرآن مجيد ، گاهى « عزم » در مورد « صبر » و گاه به معناى « وفاى به عهد » به كار رفته . « 2 »
[ عَزَّنِى : ]
« وَ عَزَّني فِي الْخِطابِ »
« عَزَّنِى » از مادّهء « عزت » به معناى غلبه است ، و مفهوم جمله اين است كه : « او بر من غلبه كرد » . « 3 »
[ عِزَّة : ]
« الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ »
« عِزَّة » به گفتهء « راغب » در « مفردات » ، حالتى است كه مانع مغلوب شدن انسان مىگردد ( حالت شكستناپذيرى ) و در اصل ، از « عِزاز » به معناى سر زمين صلب و محكم و نفوذناپذير ، گرفته شده است . . . و آن بر دو گونه است : گاه ، « عزّت ممدوح » و شايسته است ، چنان كه ذات پاك خدا را به « عزيز » توصيف مىكنيم ، و گاه ، « عزت مذموم » ، و آن نفوذ ناپذيرى در مقابل حق ، و تكبر از پذيرش واقعيات مىباشد ، و اين عزت ، در حقيقت ذلت است ! « 4 »
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 157 ( ج 6 ، ص 471 )
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 186 ( ج 3 ، ص 265 ) ؛ لقمان ، آيهء 17 ( ج 17 ، صفحه 64 ) ؛ شورى ، آيهء 43 ( ج 20 ، ص 496 ) ؛ احقاف ، آيهء 35 ( ج 21 ، ص 394 )
( 3 ) . ص ، آيهء 23 ( ج 19 ، ص 264 )
( 4 ) . صافات ، آيهء 180 ؛ ص ، آيهء 2 ( ج 19 ، صفحات 214 ، 228 )