كفر تفسير كردهاند و بعضى به گمراهى ، و گاه به جدايى از حق و توجّه به باطل . « 1 »
[ شُقَّة : ]
« وَلكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ »
« شُقَّة » از مادّهء « شَقّ » به معناى زمينهايى پرسنگلاخ و يا راههاى دور و دراز است كه عبور از آن با مشقت توأم است . « 2 »
[ شَقِىّ : ]
« فَمِنْهُمْ شَقِىٌّ وَ سَعِيْدٌ »
« شَقِىّ » از مادّهء « شقاوت » به معناى فراهم بودن اسباب گرفتارى ، مجازات و بلاست و « شَقِىّ » به كسى گفته مىشود كه اسباب گرفتارى ، بلا و مجازات براى خود فراهم مىسازد ؛ و بعضى آن را به كسى كه قبول نصيحت نمىكند تفسير كردهاند و پيدا است كه اين دو معنا از هم جدا نيست . « 3 »
[ شكر : ]
« قَلِيْلٌ مِّنْ عِبادِىَ الشَّكُورُ »
« شكر » در اصل به معناى اعتراف به نعمت است . و « راغب » در « مفردات » مىگويد :
« شكر » همان تصور نعمت و اظهار آن است .
بعضى گفتهاند : در اصل « كَشر » به معناى « كشف » ( بر وزن آن ) بوده است ، سپس مقلوب گشته و « شكر » شده است ، و نقطهء مقابل آن « كفر » است كه فراموشى نعمت و پوشاندن آن مىباشد . سپس ، به تقسيم « شكر » به شعب سهگانه : « شكر قلب » يعنى انديشه دربارهء نعمت ، و « شكر زبان » يعنى ثنا گفتن بر منعم ، و « شكر ساير اعضا » يعنى قدردانى و پاسخگوئى در برابر نعمت ، پرداخته است . « 4 »
[ شَكْل : ]
« وَ ءَاخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْواجٌ »
« شَكْل » ( به فتح شين ) به معناى مثل و مانند است . « 5 »
[ شكور : ]
« لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ »
« شكور » از مادّهء « شُكر » است . « صبّار » و « شكور » هر دو صيغهء مبالغه است كه يكى فزونى صبر و استقامت را مىرساند و ديگرى فزونى شكرگزارى نعمت ، اشاره به اين كه افراد باايمان نه در مشكلات و روزهاى سخت دست و پاى خود را گم مىكنند و تسليم حوادث مىشوند و نه در روزهاى پيروزى و نعمت ، گرفتار غرور و غفلت مىگردند . « شَكُور » صيغهء مبالغه ، به معناى بسيار شكرگزار ، فزونى شكرگزارى را مىرساند ، كه همان تكرار شكر و تداوم آن با
هامش
( 1 ) . بقره ، آيات 137 ، 176 ( ج 1 ، صفحات 537 ، 672 ) ؛ ص ، آيهء 2 ( ج 19 ، ص 228 )
( 2 ) . توبه ، آيهء 42 ( ج 7 ، ص 502 )
( 3 ) . هود ، آيهء 105 ( ج 9 ، ص 282 ) ؛ مريم ، آيهء 32 ( ج 13 ، ص 67 )
( 4 ) . آل عمران ، آيهء 115 ( ج 3 ، ص 83 ) ؛ سبأ ، آيهء 13 ( ج 18 ، ص 64 )
( 5 ) . ص ، آيهء 58 ( ج 19 ، ص 341 )