گناه مجرم و استحقاق او ، و مانند اينها . . .
ب ) مفهوم ديگر شفاعت ، بر محور دگرگونى و تغيير موضع « شفاعتشونده » دور مىزند ، يعنى شخص شفاعت شونده موجباتى فراهم مىسازد كه از وضع نامطلوب و در خور كيفر بيرون آمده و به وسيلهء ارتباط با شفيع ، خود را در وضع مطلوبى قرار دهد كه شايسته و مستحق بخشودگى گردد .
بنابراين ضميمه شدن هر چيز به چيز ديگر شفاعت ناميده مىشود ؛ منتها گاهى اين ضميمه شدن در مسألهء راهنمايى و ارشاد و هدايت است ( مانند آيهء 85 سورهء نساء ) كه در اين حال معناى امر به معروف و نهى از منكر را مىدهد ( و شفاعت سيئه به معناى امر به منكر و نهى از معروف است ) .
ولى اگر در مورد نجات گنهكاران از عواقب اعمالشان باشد ، به معناى كمك به افراد گنهكارى است كه شايستگى و لياقت شفاعت را دارا هستند .
به عبارت ديگر ، شفاعت گاهى قبل از انجام عمل است كه به معناى راهنمايى است .
و گاهى بعد از انجام عمل است كه به معناى نجات از عواقب عمل مىباشد و هر دو مصداقِ ضميمه شدن چيزى به چيز ديگر است .
ضمناً بايد توجّه داشت آيه ، اگر چه يك مفهوم كلّى را در بر دارد و هر گونه دعوت به كار نيك و بد را شامل مىشود ، اما چون در زمينهء آيات جهاد وارد شده « شفاعت حسنه » اشاره به تشويق پيامبر صلى الله عليه و آله به جهاد ، و « شفاعت سيئه » اشاره به تشويق منافقان به عدم جهاد است كه هر كدام سهمى از نتيجهء اين كار را خواهند برد .
در ضمن تعبير به « شفاعت » در اين مورد ، كه سخن از رهبرى ( رهبرى به سوى نيكىها يا بدىها ) در ميان مىباشد ، ممكن است اشاره به اين نكته بوده باشد كه سخنان رهبر ( اعم از رهبران خير و شرّ ) در صورتى در ديگران نفوذ خواهد كرد كه آنها براى خود امتيازى بر ديگران قائل نباشند ، بلكه خود را همدوش ، همرديف و جفت آنها قرار دهند و اين مسألهاى است كه در پيشبرد هدفهاى اجتماعى فوق العاده مؤثر است . « 1 »
[ شَفَق : ]
« فَلآ أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ »
« شَفَق » به گفتهء « راغب » در « مفردات » ، آميخته شدن روشنايى روز به تاريكى شب است ؛ و لذا واژهء « اشفاق » به معناى توجّه و عنايت آميخته با ترس به كار مىرود . فى المثل ، هر گاه انسان نسبت به كسى علاقه داشته باشد و در عين حال از حوادثى دربارهء
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 48 ( ج 1 ، ص 271 ) ؛ نساء ، آيهء 85 ( ج 4 ، ص 57 )