تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
كه سلاح نشانهء قدرت و شدت است به هر گونه قدرت و شدت نيز ، « شَوكة » اطلاق مىشود . بنابراين ، « ذات الشوكة » به معناى سربازان مسلح ، و « غير ذات الشوكة » به معناى كاروان غير مسلح است كه اگر مردان مسلحى هم در آن بوده ، مسلماً قابل ملاحظه نبوده‌اند . « 1 »

[ شَوى : ]

« نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى » « شَوى » از مادّهء « شَىّ » به معناى دست و پا و اطراف بدن است ، و گاه به معناى بريان كردن نيز آمده . ولى در اينجا منظور همان معناى اول است ؛ زيرا هنگامى كه آتش سوزان و شعله‌ورى به چيزى مىرسد ، اول اطراف و جوانب و شاخ و برگ آن را مىسوزاند و جدا مىكند . بعضى از مفسران « شَوى » را در اينجا به معناى پوست تن ، بعضى به معناى پوست سر ، و بعضى به معناى گوشت ساق پا ، تفسير كرده‌اند ؛ و همه اينها در آن مفهوم وسيعى كه گفتيم جمع است ، و عجب اين كه با اين همه مصيبت ، مرگ و ميرى در كار نيست ! « 2 »

[ شِهابٍ : ]

« فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُّبِينٌ » « شِهابٍ » به معناى شعله‌اى است كه از آتش زبانه مىكشد و نورى است كه همچون يك عمود از آتش مىدرخشد و هر نورى كه امتدادى همچون عمود دارد شهاب ناميده مىشود ؛ و در اصل به همان سنگ‌هاى سرگردان آسمانى گفته مىشود كه به هنگام برخورد به هواى فشردهء اطراف زمين بر اثر سرعت سرسام آورش مشتعل مىگردد ، و يك خط عمودى از آتش را در هوا ترسيم مىكند . « شهاب » طبق تحقيقات دانشمندان امروز ، قطعه سنگ‌هاى كوچكى هستند كه در فضاى بيرون از كرهء زمين در حركتند ، هنگامى كه به زمين نزديك شوند تحت تأثير جاذبهء آن قرار گرفته ، و به سرعت به طرف زمين سقوط مىكنند ، هنگامى كه وارد جوّ ، يعنى قشر هواى فشرده محيط به زمين شوند ، به خاطر بر خورد شديد با آن ، داغ و آتشين ، و به صورت شعلهء سوزانى در مىآيند ، و سرانجام خاكستر آنها بر زمين مىنشيند . « 3 »

[ شهداء : ]

« بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَدآءِ » « شهداء » به معناى گواهان ، معناى گسترده‌اى دارد كه هر يك از مفسرين به بخشى از آن
هامش
( 1 ) . انفال ، آيهء 7 ( ج 7 ، ص 130 ) ( 2 ) . معارج ، آيهء 16 ( ج 25 ، ص 33 ) ( 3 ) . حجر ، آيهء 18 ( ج 11 ، ص 58 ) ؛ نمل ، آيهء 7 ( ج 15 ، ص 431 ) ؛ صافات ، آيهء 10 ( ج 19 ، ص 31 ) ؛ جنّ ، آيات 8 ، 9 ( ج 25 ، ص 118 )