قلب و لسان و اعضاء است . تعبير به « شَكُور » در سورهء « تغابن » كه يكى از اوصاف خدا است ، دليل بر اين است كه خداوند از بندگانش به وسيلهء پاداشهاى عظيم ، تشكر مىكند . « 1 »
[ شَمَائل : ]
« عَنِ الْيَمِيْنِ وَ الشَّمآئِلِ »
« شَمَائل » از مادّهء « شِمال » ( جمع « شَمْأَل » بر وزن مشعل به معناى چپ ) به صورت جمع آمده است . « 2 »
[ شمس : ]
« شمس » به معناى خورشيد مىباشد . « 3 »
[ شُواظ : ]
« يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُواظٌ »
« شُواظ » - به گفتهء « راغب » در « مفردات » و « ابن منظور » در « لسان العرب » و بسيارى از مفسران - به معناى شعلههاى بى دود آتش است ، و بعضى آن را به معناى زبانههاى آتش كه از خود آتش به ظاهر بريده مىشود و سبز رنگ است ، تفسير كردهاند ؛ و در هر حال ، اين تعبير اشاره به شدت حرارت آن است . « 4 »
[ شَوْب : ]
« لَشَوْباً مِّنْ حَمِيمٍ »
« شَوْب » به معناى چيزى است كه با شىء ديگر ، مخلوط شود . « 5 »
[ شورى : ]
« أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ »
« شورى » از مادّهء « شَوْر » هر گاه مصدر و به معناى « مشاورت » بوده باشد ؛ بايد در آيهء فوق كلمه « ذو » در تقدير گرفته شود « أَمْرُهُمْ ذُو شُورى بَيْنَهُمْ » آن گونه كه بعضى از مفسران گفتهاند ، و يا حمل بر مبالغه و تأكيد شود ؛ زيرا ذكر « مصدر » به جاى « وصف » معمولًا همين معنا را مىرساند . ولى اگر « شورى » ، به معناى كارى كه در آن مشورت مىشود ، بوده باشد آن چنان كه « راغب » در « مفردات » گفته « الَامْرُ الَّذِي يُتَشاوَرُ فِيْهِ » ديگر نيازى به تقدير نيست ( دقت كنيد ) . « 6 »
[ شَوكة : ]
« أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوكَةِ »
« شَوكة » به معناى قدرت و شدت است و در اصل از « شَوك » به معناى خار گرفته شده ، سپس به سر نيزههاى سربازان و بعد از آن به هر گونه اسلحه ، « شَوكة » گفته شده ، و از آنجا
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيهء 5 ( ج 10 ، ص 317 ) ؛ اسراء ، آيهء 3 ( ج 12 ، ص 37 ) ؛ لقمان ، آيهء 31 ( ج 17 ، ص 98 ) ؛ سبأ ، آيهء 13 ( ج 18 ، ص 54 ) ؛ شورى ، آيهء 33 ( ج 20 ، ص 477 ) ؛ تغابن ، آيهء 17 ( ج 24 ، ص 224 )
( 2 ) . نحل ، آيهء 48 ( ج 11 ، ص 282 )
( 3 ) . ص ، آيهء 33 ( ج 19 ، صفحات 294 ، 295 )
( 4 ) . رحمن ، آيهء 35 ( ج 23 ، ص 162 )
( 5 ) . صافات ، آيهء 67 ( ج 19 ، ص 87 )
( 6 ) . شورى ، آيهء 38 ( ج 20 ، ص 486 )