معتدل و منظم و خالى از انحراف ، راه راست گفته مىشود .
« سَواء » به معناى وسط نيز آمده ، چرا كه فاصلهء آن نسبت به اطراف ، مساوى است ؛ و بردن اين گونه اشخاص به وسط جهنم ، به خاطر آن است كه حرارت ، طبعاً شديدتر و شعلههاى آتش از هر سو ، آنها را احاطه مىكند . « 1 »
[ سَوّاه : ]
« ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ »
« سَوّاه » از مادّهء « تسويه » به معناى تكميل كردن است ، و اين اشاره به مجموع مراحلى است كه انسان از هنگامى كه به صورت نطفه است ، تا مرحلهاى كه تمام اعضاى بدن او آشكار مىگردد ، طى مىكند و همچنين مراحلى را كه « آدم » بعد از آفرينش از خاك تا به هنگام نفخ روح پيمود . « 2 »
[ سَوَّاها : ]
« سَمْكَها فَسَوَّاها »
« سَوَّاها » از مادّهء « تسويه » به معناى تنظيم و موزون ساختن چيزى است و اشاره به نظم دقيقى است كه بر تمام كرات آسمانى حكمفرما است ؛ و اگر منظور از سمك ، سقف باشد ، اشاره به قشر عظيمى از هوا است كه همچون سقف محفوظ و محكمى گرداگرد زمين را گرفته و آن را از هجوم سنگهاى پراكندهء آسمانى و اشعههاى مرگبار كيهانى حفظ مىكند .
بعضى ، تعبير فوق را اشاره به كروى بودن آسمانى كه گرداگرد زمين را گرفته است مىدانند ؛ چرا كه تسويه اشارهاى است به فاصلهء مساوى اجزاى اين سقف ، نسبت به مركز اصلى يعنى زمين ، و اين بدون كرويت ممكن نيست .
اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه هم اشاره به ارتفاع آسمان و فاصلهء بسيار زياد و سرسامآور كرات آسمانى از ما بوده باشد ، و هم اشاره به سقف محفوظ اطراف زمين .
« سَوَّاها » در سورهء « شمس » از مادّهء « تسويه » ممكن است به معناى صاف كردن خانهها و زمينهاى آنها بر اثر صيحهء عظيم ، صاعقه و زلزله باشد ، يا به معناى يكسره كردن كار اين گروه ، و يا مساوات همهء آنها در مجازات و عذاب ، به گونهاى كه احدى از آنان از اين ماجرا سالم در نرفت . جمع ميان اين معانى نيز ممكن است .
ضمير در « سَوَّاها » به « قبيلهء ثمود » باز مىگردد ، و يا به شهرها و آبادىهاى آنان كه خداوند همه را با خاك يكسان نمود . بعضى نيز گفتهاند : به « دَمْدَمَة » بر مىگردد كه از جملهء بعد استفاده مىشود ، يعنى خداوند
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 60 ( ج 4 ، ص 556 ) ؛ صافات ، آيهء 55 ( ج 19 ، ص 75 ) ؛ دخان ، آيهء 47 ( ج 21 ، 218 )
( 2 ) . سجده ، آيهء 9 ( ج 17 ، ص 142 )