تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١

[ سِنَةٌ : ]

« لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ » « سِنَةٌ » از مادّهء « وَسَن » به گفتهء بسيارى از مفسران به معناى سستى مخصوصى است كه در آغاز خواب روى مىدهد ، يا به تعبير ديگر ، به معناى خواب سبك است ؛ در واقع ، « سِنَهٌ » خوابى است كه به چشم عارض مىشود . « 1 »

[ سِنِين : ]

« آلُ فِرْعَوْنَ بِالسِّنينَ » « سِنِين » جمع « سَنة » به معناى سال است ، ولى معمولًا هنگامى كه با كلمهء « أَخذ » ( گرفتن ) به كار مىرود ، به معناى گرفتار قحطى و خشكسالى شدن مىآيد ؛ بنابراين أَخَذَهُ السَّنَةُ : « سال او را گرفت » يعنى گرفتار خشكسالى شد ، و شايد علت آن اين باشد كه سال‌هاى قحطى در برابر سال‌هاى عادى و معمولى كم است . طبق قواعد نحوى در سورهء « كهف » بايد به جاى « سنين » كه جمع است « سنه » كه مفرد است آورده شود ، « 2 » ولى گويا به خاطر اين كه چنين خوابى بسيار طولانى و تعداد سال‌ها بسيار زياد بوده است ، صيغهء جمع ذكر شده است تا بيانگر كثرت باشد . تفاوت سال‌هاى شمسى و قمرى تقريباً يازده روز است كه ، اگر آن را در سيصد ضرب كنيم و سپس بر عدد روزهاى سال قمرى كه 354 روز است تقسيم كنيم ، نتيجهء آن همان عدد نُه مىشود ( البته در اينجا كسرى مختصرى مىماند كه چون كمتر از يك سال است قابل محاسبه نيست ) . « 3 »

[ سَوْآتُ : ]

« يُواري سَوْأَةَ أَخيهِ » « سَوْآتُ » جمع « سوئة » ( بروزن عورة ) در اصل ، به معناى هر چيزى است كه ناخوشايند است ، و لذا گاه به « جسد مرده » و گاه به « عورت » گفته مىشود ، و در اينجا منظور همان معناى اخير است . « 4 »

[ سَواء : ]

« عَنْ سَوآءِ السَّبيلِ » « سَواء » در لغت به معناى مساوات ، اعتدال و برابرى است ، و اين كه به جادهء مستقيم در آيهء فوق « سواء السبيل » گفته شده به خاطر آن است كه قسمت‌هاى آن برابر و دو طرف آن مساوى و هموار است ، و به هر روش
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 255 ( ج 2 ، ص 308 ) ( 2 ) . زيرا تميز اعداد عربى از 3 تا 10 جمع است و از 10 تا 100 مفرد و منصوب و از 100 بالاتر مفرد مكسور است . « ز سه تا ده همه مجموع و مجرور * ز ده تا صد همه منصوب و مفرد * ز صد برتر همه فرد است و مكسور » ( 3 ) . اعراف ، آيهء 130 ( ج 6 ، ص 375 ) ؛ كهف ، آيهء 25 ( ج 12 ، ص 430 ) ( 4 ) . مائده ، آيهء 31 ( ج 4 ، ص 445 ) ؛ طه ، آيهء 121 ( ج 13 ، ص 352 )