تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
آن مىباشد ، كه محتوايش تقاضاى سلامت پيامبر صلى الله عليه و آله از پيشگاه خدا است . « 1 »

[ سَلْوى : ]

« عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَى » « سَلْوى » در اصل به معناى آرامش و تسلّى است ، و بعضى از ارباب لغت و بسيارى از مفسران آن را يك نوع « پرندهء » حلال گوشت شبيه كبوتر دانسته‌اند ، بعضى ديگر گفته‌اند : مقصود از « سَلْوى » تمام مواهبى بوده كه مايهء آرامش بنىاسرائيل مىشده است . « 2 »

[ سليم : ]

« رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ » « سليم » از مادّهء « سلامت » است ، و هنگامى كه سلامت به طور مطلق مطرح مىشود ، سلامتى از هر گونه بيمارى اخلاقى و اعتقادى را شامل مىشود . « 3 »

[ سَمَاء : ]

« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّمآءِ » « سَمَاء » در لغت ، به معناى طرف بالا است ، و اين مفهوم جامعى است كه مصداق‌هاى مختلفى دارد ؛ لذا مىبينيم در قرآن در موارد گوناگونى به كار رفته است : 1 - گاهى به « جهت بالا » در قسمت مجاور زمين 2 - گاه به منطقه‌اى دور تر از سطح زمين ( محل ابرها ) 3 - گاه به « قشر متراكم هواى اطراف زمين » 4 - و گاهى به معناى « كرات بالا » آمده است . و طبق تعبير اول در سورهء « سجده » ، « سماء » به معناى مقام قرب خدا است ، و طبق تعبير دوم « سماء » به معناى همين آسمان است ( دقت كنيد ) . « 4 »

[ سَمّاع : ]

« وَ فيكُمْ سَمَّاعُونَ » « سَمّاع » به معناى كسى است كه حال پذيرش و شنوايى او زياد است و بدون مطالعه و دقت ، هر سخنى را باور مىكند . بنابراين ، وظيفهء مسلمانان قوى الايمان آن است كه مراقب اين گروه ضعيف باشند ، مبادا طعمهء منافقان گرگ صفت شوند . اين احتمال نيز وجود دارد كه « سَمّاع » به معناى جاسوس و سخن‌چين بوده باشد يعنى در ميان شما پاره‌اى از افراد هستند كه براى گروه منافقان جاسوسى مىكنند . « 5 »

[ سمع : ]

« أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ » « سمع » مفرد و به معناى گوش است . « 6 »
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 56 ( ج 17 ، ص 445 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 57 ( ج 1 ، ص 315 ) ؛ طه ، آيهء 80 ( ج 13 ، ص 290 ) ( 3 ) . صافات ، آيهء 84 ( ج 19 ، ص 102 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 29 ( ج 1 ، ص 205 ) ؛ سجده ، آيهء 5 ( ج 17 ، ص 128 ) ( 5 ) . توبه ، آيهء 47 ( ج 7 ، ص 512 ) ( 6 ) . يونس ، آيهء 31 ( ج 8 ، ص 343 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 299 | شيخ محمد جعفر امامى