آن مىباشد ، كه محتوايش تقاضاى سلامت پيامبر صلى الله عليه و آله از پيشگاه خدا است . « 1 »
[ سَلْوى : ]
« عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَى »
« سَلْوى » در اصل به معناى آرامش و تسلّى است ، و بعضى از ارباب لغت و بسيارى از مفسران آن را يك نوع « پرندهء » حلال گوشت شبيه كبوتر دانستهاند ، بعضى ديگر گفتهاند :
مقصود از « سَلْوى » تمام مواهبى بوده كه مايهء آرامش بنىاسرائيل مىشده است . « 2 »
[ سليم : ]
« رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَليمٍ »
« سليم » از مادّهء « سلامت » است ، و هنگامى كه سلامت به طور مطلق مطرح مىشود ، سلامتى از هر گونه بيمارى اخلاقى و اعتقادى را شامل مىشود . « 3 »
[ سَمَاء : ]
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّمآءِ »
« سَمَاء » در لغت ، به معناى طرف بالا است ، و اين مفهوم جامعى است كه مصداقهاى مختلفى دارد ؛ لذا مىبينيم در قرآن در موارد گوناگونى به كار رفته است : 1 - گاهى به « جهت بالا » در قسمت مجاور زمين 2 - گاه به منطقهاى دور تر از سطح زمين ( محل ابرها ) 3 - گاه به « قشر متراكم هواى اطراف زمين » 4 - و گاهى به معناى « كرات بالا » آمده است .
و طبق تعبير اول در سورهء « سجده » ، « سماء » به معناى مقام قرب خدا است ، و طبق تعبير دوم « سماء » به معناى همين آسمان است ( دقت كنيد ) . « 4 »
[ سَمّاع : ]
« وَ فيكُمْ سَمَّاعُونَ »
« سَمّاع » به معناى كسى است كه حال پذيرش و شنوايى او زياد است و بدون مطالعه و دقت ، هر سخنى را باور مىكند .
بنابراين ، وظيفهء مسلمانان قوى الايمان آن است كه مراقب اين گروه ضعيف باشند ، مبادا طعمهء منافقان گرگ صفت شوند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه « سَمّاع » به معناى جاسوس و سخنچين بوده باشد يعنى در ميان شما پارهاى از افراد هستند كه براى گروه منافقان جاسوسى مىكنند . « 5 »
[ سمع : ]
« أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ »
« سمع » مفرد و به معناى گوش است . « 6 »
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 56 ( ج 17 ، ص 445 )
( 2 ) . بقره ، آيهء 57 ( ج 1 ، ص 315 ) ؛ طه ، آيهء 80 ( ج 13 ، ص 290 )
( 3 ) . صافات ، آيهء 84 ( ج 19 ، ص 102 )
( 4 ) . بقره ، آيهء 29 ( ج 1 ، ص 205 ) ؛ سجده ، آيهء 5 ( ج 17 ، ص 128 )
( 5 ) . توبه ، آيهء 47 ( ج 7 ، ص 512 )
( 6 ) . يونس ، آيهء 31 ( ج 8 ، ص 343 )