تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
و يا اين كه ، اگر مىخواهى به سرنوشت گروه سوم گرفتار نشوى ، او را از هر گونه شرك و بىعدالتى كه لازمهء انكار قيامت است پاك و منزّه بدان . « 1 »

[ سِبط : ]

« وَ يَعْقُوبَ وَ الأَسْباطِ » « سِبْط » ( بر وزن حفظ ) و « سَبْط » ( بر وزن ثبت ) در اصل به معناى گسترش و توسعه چيزى به آسانى و راحتى است ، و گاهى به درخت ، « سَبَط » ( بر وزن سبد ) گفته مىشود ، زيرا شاخه‌هاى آن به راحتى گسترده مىگردد . فرزندان و شاخه‌هاى يك فاميل را « سبط » و « اسباط » مىگويند ، به خاطر گسترشى كه در نسل پيدا مىشود . « 2 »

[ سبطيان : ]

« سبطيان » يعنى مهاجران بنى اسرائيل كه به صورت بردگان و غلامان و كنيزان در چنگال آنها گرفتار بودند . فقر و محروميت ، سراسر وجودشان را فرا گرفته بود ، و سخت‌ترين كارها بر دوش آنها بود ، بىآنكه بهره‌اى داشته باشند . « 3 »

[ سَبْع : ]

« سَبْعاً مِّنَ الْمَثانِي » « سَبْع » در لغت به معناى هفت و « مَثانِى » به معناى دوتاها است ، و بيشتر مفسران و روايات ، « سَبْعاً مِنَ الْمَثانِى » را كنايه از سورهء « حمد » گرفته‌اند ، زيرا سورهء « حمد » بنا بر معروف ، هفت آيه است و از اين نظر كه ، به خاطر اهميت اين سوره و عظمت محتوايش ، دو بار بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گرديده ، و يا اين كه : از دو بخش تشكيل شده ( نيمى از آن ، حمد و ثناى خداست و نيمى از آن ، تقاضاهاى بندگان است ) و يا اين كه دوبار در هر نماز خوانده مىشود ، به اين جهات ، كلمهء « مَثانِى » يعنى دوتاها بر آن اطلاق شده است . بعضى از مفسران نيز اين احتمال را داده‌اند كه « سبع » اشاره به هفت سورهء بزرگ آغاز قرآن است ، و مَثانِى كنايه از خود قرآن ، ، چرا كه قرآن دو بار بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد يك بار به طور جمعى ، و يك بار تدريجى و به حسب نيازها و در زمان‌هاى مختلف . بنابراين ، « سَبْعاً مِنَ الْمَثانِى » يعنى هفت سورهء مهم ، از مجموعهء قرآن . كلمهء « سبع » ( هفت ) در لغت عرب براى تكثير نيز به كار مىرود ، شايد از اين نظر كه پيشينيان عدد كرات منظومه شمسى را هفت مىدانستند ( و در واقع آنچه از منظومهء شمسى امروز نيز با چشم غير مسلح ديده مىشود ، هفت كره بيش نيست ) و با توجّه به اين كه « هفته » به صورت يك دورهء كامل
هامش
( 1 ) . واقعه ، آيهء 96 ( ج 23 ، ص 298 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 136 ( ج 1 ، ص 538 ) ( 3 ) . قصص ، آيهء 4 ( ج 16 ، ص 23 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 284 | شيخ محمد جعفر امامى