زمان ، هفت روز بيشتر نيست و تمام كرهء زمين را نيز به هفت منطقه تقسيم مىكردند ، و نام هفت اقليم بر آن گذارده بودند ، روشن مىشود كه چرا « هفت » به عنوان يك عدد كامل در ميان آحاد و براى بيان كثرت به كار رفته است . « 1 »
[ سُبُل : ]
« لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا »
منظور از « سبل » در اينجا راههاى مختلفى است كه به سوى خدا منتهى مىشود : راه جهاد با نفس ، راه مبارزه با دشمنان ، راه علم و دانش و فرهنگ ، خلاصه جهاد ، در هر يك از اين راهها سبب هدايت به مسيرى است كه به خدا منتهى مىشود . از طرفى « سُبُل » جمع « سَبِيل » هم به راههاى خشكى اطلاق مىشود ، هم به راههاى دريايى ، چنان كه در بخش 42 دعاى جوشن كبير مىخوانيم : « يا مَنْ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ سَبِيْلُهُ » . « 2 »
[ سبيل : ]
« وَقاتِلُواْ في سَبيلِ اللَّهِ »
« سبيل » به گفتهء « راغب » در « مفردات » در اصل ، به معناى راهى است كه پيمودن آن آسان است ؛ و بعضى آن را منحصراً به معناى راه حق ، تفسير كردهاند . ولى با توجّه به اين كه اين واژه در قرآن مجيد ، هم به راههاى حق و هم به راههاى باطل اطلاق شده ، شايد منظورشان اين باشد كه از قرائن ، حق بودن آن را استفاده كردهاند . « 3 »
[ سُجَّد : ]
« خَرُّواْ سُجَّداً وَ بُكِيّاً »
« سُجَّد » جمع « ساجد » به معناى سجدهكننده است . « 4 »
[ سجر : ]
« وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ »
« راغب » در « مفردات » مىگويد : « سجر » ( بر وزن فجر ) ، به معناى شعلهور ساختن آتش است . « 5 »
[ سُجِّرَتْ : ]
« وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ »
« سُجِّرَتْ » از مادّهء « تسجير » در اصل ، به معناى بر افروختن و به هيجان آوردن آتش است . « 6 »
[ سِجِلّ : ]
« كَطَىِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ »
« سِجِلّ » ( با كسر سين و جيم و تشديد لام ) به معناى قطعه سنگهايى است كه روى آن مىنوشتند ؛ سپس به تمام اوراقى كه مطالب را روى آن مىنگارند ، گفته شده است
هامش
( 1 ) . حجر ، آيهء 87 ( ج 11 ، ص 148 ) ؛ لقمان ، آيهء 27 ( ج 17 ، ص 89 )
( 2 ) . عنكبوت ، آيهء 69 ( ج 16 ، ص 368 ) ؛ زخرف ، آيهء 10 ( ج 21 ، ص 29 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 190 ( ج 2 ، ص 29 )
( 4 ) . مريم ، آيهء 58 ( ج 13 ، ص 114 )
( 5 ) . طور ، آيهء 6 ( ج 22 ، ص 425 )
( 6 ) . تكوير ، آيهء 6 ( ج 26 ، ص 184 )