بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ » . و به راستى اين ساعت ، ساعت غفلت است و بسيارى از جنايات و تبهكارىها و انحرافات اخلاقى ، در همين ساعات آغاز شب ، انجام مىشود كه نه مردم مشغول كسب و كارند ، و نه در خواب و استراحت ، بلكه يك حالت غفلت عمومى معمولًا بر شهرها مسلط مىشود ، و رواج كار مراكز فساد ، نيز در همين ساعت است .
بعضى نيز احتمال دادهاند ، « ساعت غفلت » نيمه روز ، به هنگام استراحت مردم و تعطيل موقت كار روزانه است ، ولى تفسير اول صحيحتر و دقيقتر به نظر مىرسد . « 1 »
[ ساعت كبرى : ]
« ساعت كبرى » روز رستاخيز و زنده شدن مردم براى حساب است . « 2 »
[ ساعت وسطى : ]
« ساعت وسطى » روز مرگ ناگهانى اهل يك زمان ( به مجازاتهاى الهى و عذابهاى استيصال ) . « 3 »
[ ساق : ]
« يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ »
« يكشف عن ساق » به گفتهء جمعى از مفسران كنايه از شدّت هول ، وحشت و وخامت كار است ، اما بعضى گفتهاند :
« ساق » به معناى اصل و اساس چيزى است ، مانند ساقهء درخت ؛ بنابراين ، « يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ » يعنى در آن روز ريشههاى هر چيز آشكار مىشود ، ولى ، معناى اول مناسبتر به نظر مىرسد . « 4 »
[ سامراً : ]
« سامِراً تَهْجُرُونَ »
« سامراً » از مادّهء « سمر » ( بر وزن ثمر ) به معناى گفتگوهاى شبانه است . بعضى از مفسران گفتهاند : معناى اصلى اين ماده « سايهء ماه در شب » است كه تاريكى و سفيدى در آن آميخته شده و از آنجا كه گفتگوهاى شبانه گاه در سايهء ماهتاب انجام مىشود - چنان كه نقل كردهاند مشركان عرب شبهاى ماهتابى در اطراف كعبه جمع مىشدند و بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله سخن مىگفتند - اين واژه در مورد آن به كار رفته ، و اگر مىبينيم به افراد گندمگون و يا خود گندم ، « سمراء » گفته مىشود به خاطر آن است كه سفيدى آن با كمى تيرگى آميخته شده است . « 5 »
[ ساهِرَة : ]
« فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ »
« ساهِرَة » از مادّهء « سهر » ( بر وزن سحر ) ، به معناى شب بيدارى است ، و از آنجا كه
هامش
( 1 ) . قصص ، آيهء 15 ( ج 16 ، ص 53 )
( 2 ) . روم ، آيات 12 ، 14 ( ج 16 ، ص 402 )
( 3 ) . روم ، آيات 12 ، 14 ( ج 16 ، ص 402 )
( 4 ) . قلم ، آيهء 42 ( ج 24 ، ص 418 )
( 5 ) . مؤمنون ، آيهء 67 ( ج 14 ، ص 294 )