[ سابِقُون : ]
« وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ »
« سابِقُون » كسانى هستند كه نه تنها در ايمان پيشگامند ، كه در اعمال خير و صفات و اخلاق انسانى نيز پيشقدماند ؛ آنها « اسوه » و « قدوه » مردمند ، امام و پيشواى خلقند ، و به همين دليل ، مقربان درگاه خداوندِ بزرگند . در روايات اسلامى ، گاه « سابقون » به چهار نفر « هابيل » ، « مؤمن آل فرعون » و « حبيب نجار » كه هر كدام در امّت خود پيشگام بودند ، و همچنين « امير مؤمنان على بن ابى طالب » عليه السلام كه نخستين مسلمان از مردان بود تفسير شده ، در حقيقت بيان مصداقهاى روشن آن است ، و به معناى محدود ساختن مفهوم آيه نيست . « 1 »
[ سابِقِين : ]
« وَمَا كَانُواْ سابِقينَ »
« سابِقِين » جمع « سابق » به معناى كسى است كه پيشى مىگيرد و جلو مىافتد ، و اگر مىفرمايد : آنها پيشى نگرفتند ، مفهومش اين است كه آنها نتوانستند از قلمرو قدرت خدا ، با امكاناتى كه در اختيار داشتند بگريزند ، و از عذاب الهى رهايى يابند ، بلكه در همان لحظهاى كه خداوند اراده كرد ، آنها را به ديار عدم با ذلت و زبونى فرستاد . « 2 »
[ ساحَة : ]
« نَزَلَ بِساحَتِهِمْ »
تعبير به « ساحَة » ( صحن خانه و فضاى ميان خانهها ) براى اين است كه نزول عذاب را در متن زندگى آنها مجسم كند ، و مبدل شدن كانون آرامش آنها را به كانونى از وحشت و اضطراب ، نشان دهد . « 3 »
[ سادة : ]
« إِنَّآ أَطَعْنَا سادَتَنَا »
« ساده » جمع « سيّد » به معناى مالك بزرگى است كه تدبير شهرهاى مهم و يا كشورى را بر عهده دارد . به اين ترتيب « ساده » اشاره به رؤساى بزرگ محيط است . « 4 »
[ سارِب : ]
« وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ »
« سارِب » از مادّهء « سَرَب » ( بر وزن ضرر ) در اصل به معناى آب جارى است و سپس به انسانى كه دنبال كارى در حركت است گفته مىشود . « 5 »
[ سارِعُوا : ]
« وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرةٍ »
« سارِعُوا » از « مسارعت » به معناى كوشش و تلاش دو يا چند نفر براى پيشى گرفتن از
هامش
( 1 ) . واقعه ، آيهء 10 ( ج 23 ، ص 216 )
( 2 ) . عنكبوت ، آيهء 39 ( ج 16 ، ص 289 )
( 3 ) . صافات ، آيهء 177 ( ج 19 ، ص 211 )
( 4 ) . احزاب ، آيهء 67 ( ج 17 ، ص 469 )
( 5 ) . رعد ، آيهء 10 ( ج 10 ، ص 163 )