« سائِح » از مادّهء « سياحت » به جهانگردانى نيز مىگفتند كه بدون زاد و توشه راه مىافتادند ، و با كمكهاى مردم زندگى مىكردند . « 1 »
[ سائِحات : ]
« سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ »
« سائِحات » جمع « سائح » را بسيارى از مفسران به معناى « صائم » و روزهدار تفسير كردهاند . « 2 »
[ سائِغ : ]
« عَذْبٌ فُراتٌ سآئِغٌ »
« سائِغ » به معناى آبى است كه به خاطر گوارايى ، به راحتى از گلو پايين مىرود . « 3 »
[ سائل : ]
« لِّلسَّآئِلِ وَ الْمَحْرُومِ »
تفاوت ميان « سائل » و « محروم » اين است :
« سائل » كسى است كه حاجت خود را مىگويد و تقاضا مىكند ، و « محروم » كسى است كه شرم و حيا مانع تقاضاى او است ، در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است :
« محروم كسى است كه زحمت كسب و كار مىكشد ، ولى زندگى او پيچيده شده است » . « 4 »
[ سابِحات : ]
« وَالسَّابِحاتِ سَبْحاً »
« سابِحات » از مادّهء « سبح » ( بر وزن سطح ) به معناى حركت سريع در آب يا در هوا است ، لذا ، در مورد شنا كردن در آب و يا حركت سريع اسب ، و با سرعت به دنبال كارى رفتن گفته مىشود . « 5 »
[ سابِغات : ]
« أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ »
« سابِغات » جمع « سابغ » به معناى « زره كامل و فراخ » است ، و « اسباغ نعمت » نيز ، به معناى فراخى نعمت است . « 6 »
[ سابِقات : ]
« فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً »
« سابِقات » از مادّهء « سبقت » به معناى پيشى گرفتن است ، و از آنجا كه پيشى گرفتن معمولًا بدون سرعت ممكن نيست ، گاه از اين ماده ، مفهوم سرعت نيز استفاده مىشود . « 7 »
[ سابِقُوا : ]
« سابِقُواْ إِلى مَغْفِرَةٍ »
« سابِقُوا » از مادّهء « مسابقه » است . « 8 »
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 112 ( ج 8 ، ص 193 ) ؛ تحريم ، آيهء 5 ( ج 24 ، ص 293 )
( 2 ) . تحريم ، آيهء 5 ( ج 24 ، ص 293 )
( 3 ) . فاطر ، آيهء 12 ( ج 18 ، ص 224 )
( 4 ) . معارج ، آيهء 25 ( ج 25 ، ص 41 )
( 5 ) . نازعات ، آيهء 3 ( ج 26 ، ص 87 )
( 6 ) . سبأ ، آيهء 11 ( ج 18 ، ص 44 )
( 7 ) . نازعات ، آيهء 4 ( ج 26 ، ص 87 )
( 8 ) . حديد ، آيهء 21 ( ج 23 ، ص 373 )