تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
نبايد از ميدان مبارزه فرار كنيد همان گونه كه نفرات دشمن در ميدان « بدر » چند برابر شما بود ، پايدارى به خرج داديد و سرانجام پيروز شديد . « 1 »

[ زخرف : ]

« زُخْرُفَ الْقَوْلِ » « زخرف » در اصل ، به معناى « زينت » و همچنين به معناى طلا كه وسيلهء زينت است آمده ، سپس به سخنان فريبنده كه ظاهرى زيبا دارد نيز « زخرف » و « مزخرف » گفته شده است . و اين بدان جهت است كه طلا يكى از فلزات معروف زينتى است ؛ خانه‌هاى پر نقش و نگار را نيز « زخرف » مىگويند ، و همچنين سخنان پر آب و رنگ فريبنده را گفتار « مزخرف » مىنامند . « 2 »

[ زخرف القول : ]

« زُخْرُفَ الْقَوْلِ » « زخرف القول » به معناى سخنان فريبنده است كه ظاهرى جالب و باطنى زشت و بد دارد . « 3 »

[ زَرابِىّ : ]

« وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ » « زَرابِىّ » جمع « زَرِيْبَة » به معناى فرش‌هاى عالى خواب‌دار است كه هم نرم و راحت است و هم گران‌بها و پر قيمت . « 4 »

[ زُرْتُم : ]

« حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ » « زُرْتُم » از مادّهء « زيارة » و « زَوْر » ( بر وزن قول ) در اصل ، به معناى قسمت بالاى سينه است ؛ سپس به معناى ملاقات كردن و روبرو شدن به كار رفته است . « زَوَر » ( بر وزن سفر ) به معناى كج شدن قسمت بالاى سينه است ، و از آنجا كه دروغ نوعى انحراف از حق است ، به آن ، « زُور » ( بر وزن كور ) اطلاق مىشود . « 5 »

[ زَرْع : ]

« يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ » « زَرْع » هر گونه زراعتى را شامل مىشود ، و در سورهء « سجده » معناى وسيعى دارد كه هرگونه گياه و درخت را شامل مىشود ، هر چند گاهى در استعمالات در مقابل درخت قرار مىگيرد . « 6 »

[ زُرْق : ]

« الْمُجْرِمينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً » « زُرْق » جمع « ازرق معمولًا به معناى كبود
هامش
( 1 ) . انفال ، آيهء 15 ( ج 7 ، ص 143 ) ( 2 ) . انعام ، آيهء 112 ( ج 5 ، ص 506 ) ؛ اسراء ، آيهء 93 ( ج 12 ، ص 312 ) ( 3 ) . انعام ، آيهء 112 ( ج 5 ، ص 505 ) ( 4 ) . غاشيه ، آيهء 16 ( ج 26 ، ص 439 ) ( 5 ) . تكاثر ، آيهء 2 ( ج 27 ، ص 301 ) ( 6 ) . نحل ، آيهء 11 ( ج 11 ، ص 194 ) ؛ سجده ، آيهء 27 ( ج 17 ، ص 193 )