تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
به هر چيزى كه مجزا از ديگرى شود ، اطلاق شده است ، بنابراين جملهء « فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً » اشاره به تجزيهء امت‌ها به گروه‌هاى مختلف است . بعضى نيز احتمال داده‌اند : « زُبُر » جمع « زبور » به معناى كتاب بوده باشد ، يعنى هر يك از آنها دنباله رو كتابى از كتب آسمانى شدند ، و بقيه كتب الهى را نفى كردند ، در حالى كه همه از مبدأ واحدى سرچشمه گرفته بود . ولى جملهء « كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » تفسير اول را تقويت مىكند چرا كه از احزاب مختلف و تعصب هر يك از آنها بر گفته‌هاى خويش سخن مىگويد . « زُبُر » جمع « زبور » به معناى كتاب‌هايى است ، و در اصل از مادّهء « زبر » ( بر وزن ابر ) به معناى نوشتن است . در اين كه فرق ميان « بيّنات » ، « زبر » و « كتاب منير » چيست ؟ مفسران نظرات مختلفى اظهار داشته‌اند ، كه از همه روشن‌تر دو تفسير زير است : 1 - « بيّنات » به معناى دلائل روشن و معجزاتى است كه حقانيت پيامبر را به ثبوت مىرساند ، اما « زبر » جمع « زبور » به معناى كتاب‌هايى است كه خط آنها با استحكام نوشته شده ( همچون نوشته بر سنگ و مانند آن ) ، كه در اينجا كنايه از استحكام مطالب آن است . و به هر حال ، اشاره به كتاب‌هايى است كه قبل از موسى عليه السلام نازل شده ، در حالى كه « كتاب منير » اشاره به كتاب موسى و كتب آسمانى ديگرى است كه بعد از آن نازل گرديده ( زيرا در قرآن مجيد در سورهء « مائده » آيات 44 و 46 از « تورات » و « انجيل » به عنوان هدايت و نور ، ياد شده ، و در آيهء 15 همان سوره در مورد قرآن مجيد تعبير « نور » نيز آمده است ) . 2 - منظور از « زبر » آن قسمت از كتب انبياء است ، كه تنها محتوى پند و اندرز و نصيحت و مناجات بوده ( مانند « زبور » داود عليه السلام ) و اما « كتاب منير » آن دسته از كتاب‌هاى آسمانى است كه ، داراى احكام و قوانين و دستورات مختلف اجتماعى و فردى است ، مانند « تورات » ، « انجيل » و « قرآن » و اين تفسير مناسبتر به نظر مىرسد . « زُبُر » جمع « زبور » در سورهء « قمر » اشاره به نامهء اعمال آدميان مىباشد ، بعضى ، نيز احتمال داده‌اند : منظور از آن « لوح محفوظ » باشد ، ولى اين معنا با صيغهء جمع سازگار نيست . « 1 »

[ زبور : ]

« وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ » گر چه « زبور » در اصل ، به معناى هر گونه
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 44 ( ج 11 ، ص 269 ) ؛ مؤمنون ، آيهء 53 ( ج 14 ، ص 281 ) ؛ شعراء ، آيهء 196 ( ج 15 ، صفحهء 374 ) ؛ فاطر ، آيهء 25 ( ج 18 ، ص 260 ) ؛ قمر ، آيهء 52 ( ج 23 ، ص 88 )