حقايق دينى ، به صورت دانشمندان الهى و ربّانى در آورند ، كه جز خدا نپرستند و جز به سوى علم و دانش دعوت نكنند . « 1 »
[ رَبَتْ : ]
« الْمَآءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ »
جملهء « رَبَتْ » از مادّهء « رُبُوّ » ( بر وزن غلو ) به معناى افزايش و نمو است و « ربا » نيز از همين ماده است ، چرا كه « رباخوار » طلب خود را با افزايشى مىگيرد . « 2 »
[ رَبَطْنَا : ]
« أَنْ رَّبَطْنَا عَلى قَلْبِها »
« رَبَطْنَا » از مادّهء « رَبْط » در اصل به معناى بستن حيوان يا مانند آن به جايى است تا مطمئناً در جاى خود محفوظ بماند ، و لذا محل اين گونه حيوانات را « رباط » مىگويند ، و سپس به معناى وسيعترى كه همان حفظ و تقويت و استحكام بخشيدن است ، آمده و منظور از « ربط قلب » در اينجا ، تقويت دل مادر موسى عليه السلام است ، تا ايمان به وحى الهى آورد و اين حادثهء بزرگ را تحمل كند . « 3 »
[ رَبْوَه : ]
« ءَاوَيْنَاهُمآ إِلى رَبْوَةٍ »
« رَبْوَه » از مادّهء « ربا » به معناى زيادى و افزايش است و در اينجا به معناى سرزمين بلند مىباشد . « 4 »
[ رَبُّهُمَا ، رَبِّهِم : ]
« يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا »
تعبير به « رَبِّهِم » ( پروردگارشان ) گويا اشاره به اين است كه « ربوبيت » و « مالكيت » و تربيت خداوند ايجاب مىكند كه حساب و كتاب و معادى در كار باشد . « 5 »
[ رِبِّيُون : ]
« رِبِّيُّونَ كَثيرٌ »
« رِبِّيُون » جمع « رِبِّى » ( بر وزن ملّى ) است و به كسى گفته مىشود كه ارتباط و پيوند او با خدا محكم ؛ با ايمان ، دانشمند ، با استقامت و با اخلاص باشد . « 6 »
[ رِجال : ]
« فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا »
« رِجال » در اينجا جمع « راجِل » به معناى پياده است ، و منظور اين است كه به هنگام خوف از حملهء دشمن ، مىتوانيد نماز را در حالتى كه سواره ، يا پياده و در حال حركت و فعاليت هستيد ، انجام دهيد . « 7 »
[ رُجَّت : ]
« إِذا رُجَّتِ الأَرْضُ رَجّاً »
« رُجَّت » از مادّهء « رجّ » ( بر وزن حج ) به معناى « حركت دادن شديد » است . « 8 »
[ رَجْرَجَة : ]
« إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجّاً »
« رَجْرَجَة » به « اضطراب » گفته مىشود . « 9 »
[ رِجْز : ]
« رِجْزاً مِّنَ السَّمَاءِ »
« رِجْز » در معانى زيادى به كار رفته است ؛ « بلاهاى سخت ، طاعون ، بت و بتپرستى ، وسوسهء شيطان ، و برف يا تگرگ سخت » .
ولى همهء اينها مصداقهاى مختلفى است از مفهومى كه ريشهء اصلى آن را تشكيل مىدهد ؛ زيرا ريشهء اصلى آن به طورى كه « راغب » در كتاب « مفردات » گفته ، همان « اضطراب » است .
و به گفتهء « طبرسى » در « مجمع البيان » مفهوم اصليش انحراف از حق مىباشد .
بنابراين ، اگر به مجازات و كيفر و بلا « رِجْز » گفته مىشود ، براى اين است كه بر اثر انحراف از حق و ارتكاب گناه ، دامان انسان را مىگيرد .
همچنين بتپرستى يك نوع انحراف از حق و اضطراب در عقيده است ، و نيز به همين جهت عربها به يك نوع بيمارى كه به شتر دست مىدهد و سبب لرزش پاى او
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 79 ( ج 2 ، ص 733 )
( 2 ) . حجّ ، آيهء 5 ( ج 14 ، ص 31 ) ؛ فصّلت ، آيهء 39 ( ج 20 ، ص 313 )
( 3 ) . قصص ، آيهء 10 ( ج 16 ، ص 45 )
( 4 ) . مؤمنون ، آيهء 50 ( ج 14 ، ص 274 )
( 5 ) . كهف ، آيهء 81 ( ج 12 ، ص 547 ) ؛ يس ، آيهء 51 ( ج 18 ، ص 434 )
( 6 ) . آل عمران ، آيهء 146 ( ج 3 ، ص 160 )
( 7 ) . بقره ، آيهء 239 ( ج 2 ، ص 245 ) ؛ حجّ ، آيهء 27 ( ج 14 ، ص 82 )
( 8 ) . واقعه ، آيهء 4 ( ج 23 ، ص 212 )
( 9 ) . واقعه ، آيهء 4 ( ج 23 ، ص 212 )