تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
( بر وزن لقمه ) به معناى « بالا رفتن » است ؛ اين واژه ( رقيه ) به اوراد و دعاهايى كه موجب نجات مريض مىشود اطلاق گرديده ، و به خود طبيب نيز از آنجا كه بيمار را رهايى مىبخشد و نجات مىدهد « راقى » گفته‌اند . بنابراين مفهوم آيه چنين است كه اطرافيان مريض ، و گاه خود او ، از شدت ناراحتى صدا مىزند ، آيا طبيبى پيدا مىشود ؟ آيا كسى هست كه دعايى بخواند و اين بيمار رهايى يابد ؟ ! بعضى نيز گفته‌اند : معناى آيه اين است كه چه كسى از فرشتگان روح او را قبض مىكند و بالا مىبرد ؟ آيا فرشتگان عذاب ، يا فرشتگان رحمت ؟ ! و بعضى افزوده‌اند از آنجا كه فرشتگان الهى از گرفتن و بالا بردن روح چنين انسان بىايمانى كراهت دارند ، ملك الموت مىگويد : كيست كه روح او را بگيرد و بالا برد ؟ ولى تفسير اول از همه صحيح‌تر و مناسب‌تر است . « 1 »

[ راكِعاً : ]

« وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنَابَ » تعبير به « راكِعاً » در آيهء مورد بحث ، يا به خاطر آن است كه ركوع به معناى سجده نيز در لغت آمده ، و يا ركوع مقدمه‌اى است براى سجده . « 2 »

[ رانَ : ]

« بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِم » « رانَ » از مادّهء « رين » ( بر وزن عين ) به طورى كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : همان زنگارى است كه روى اشياء قيمتى مىنشيند ، و به گفتهء بعضى ديگر از ارباب لغت ، قشر قرمز رنگى است كه بر اثر رطوبت هوا روى آهن و مانند آن ظاهر مىشود كه در فارسى ما آن را « زنگ » يا « زنگار » مىناميم . و معمولًا نشانهء پوسيدن و ضايع شدن آن فلز و طبعاً از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن است . و گاه ، آن را به معناى غلبه و تسلط چيزى بر شىء ديگر ، يا افتادن در چيزى كه راه خلاص از آن نيست تفسير كرده‌اند ، كه در واقع اينها همه لازمهء همان معناى اصلى است . « 3 »

[ راوَدَتْهُ : ]

« وَ راوَدَتْهُ الَّتي هُوَ فِي بَيْتِهَا » « راوَدَتْهُ » از مادّهء « مراوده » ، در اصل به معناى جستجوى مرتع و چراگاه است ، و مثل معروف : أَلرَّائِدُ لايَكْذِبُ قَوْمَهُ « كسى كه دنبال چراگاه مىرود ، به قوم و قبيلهء خود دروغ نمىگويد » اشاره به همين است . « 4 »
هامش
( 1 ) . قيامت ، آيهء 27 ( ج 25 ، ص 311 ) ( 2 ) . ص ، آيهء 24 ( ج 19 ، ص 266 ) ( 3 ) . مطففين ، آيهء 14 ( ج 26 ، ص 273 ) ( 4 ) . يوسف ، آيهء 23 ( ج 9 ، ص 434 )