« دَرَسْتَ » از مادّهء « درس » به معناى فراگيرى است و اين تهمتى بود كه مشركان به پيامبر صلى الله عليه و آله مىزدند . « 1 »
[ دَرَسُوْا : ]
« وَ دَرَسُوا مَا فيهِ »
« دَرَسُوا » از مادّهء « دَرْس » در لغت ، به معناى تكرار چيزى است و از آنجا كه به هنگام مطالعه و فرا گرفتن چيزى از استاد و معلم ، مطالب تكرار مىگردد به آن ، درس گفته شده است ، و نيز اگر مىبينيم « كهنگى و فرسودگى » را « درس و اندراس » مىگويند به خاطر آن است كه باد و باران و حوادث ديگر پىدرپى بر بناهاى كهنه گذشته ، و آنها را فرسوده ساخته است . « 2 »
[ دَرْك : ]
« إنَّ الْمُنَافِقينَ فِي الدَّرْكِ »
« دَرْك » ( بر وزن مرگ ) عميقترين نقطهء قعر دريا است و به آخرين ريسمانهايى كه به يكديگر مىپيوندند و به قعر دريا مىرسند « دَرَك » ( بر وزن فلك ) گفته مىشود ، و چنين به نظر مىرسد كه همهء اينها از معناى « درك كردن » و وصول به چيزى گرفته شده است .
و گاهى به پلههايى كه به طرف پايين مىرود ( مانند پلهء سرداب ) « دَرَك » گفته مىشود ، در برابر پلههايى كه به سمت بالا ( مانند پشت بام ) مىرود كه به آنها « درجه » اطلاق مىگردد . « 3 »
[ دَرَك : ]
« لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى »
به طنابى كه متصل به طناب ديگرى مىكنند تا به آب برسد « دَرَك » ( بر وزن محك ) گفته مىشود ؛ و همچنين به خساراتى كه دامنگير انسان مىشود ، « درك » مىگويند ، « دركات نار » در برابر « درجات جنت » به معناى مراحل پايين دوزخ است . « 4 »
[ دَرَكات : ]
« دَرَكات » جمع « درك » ( بر وزن مرگ ) به پلههايى گفته مىشود ، كه از آن به طرف پايين حركت مىكنند ، لذا در مورد دوزخ ، دركات گفته مىشود . « درك » ( با سكون وسط ) و « درك » ( با فتحه ) هر دو به معناى پايينترين عمق نيز آمده ، وگاه « درك » ( با فتحه ) به معناى خسارت و « درك » ( با سكون ) به معناى فهميدن و ادراك چيزى ( به تناسب رسيدن به عمق و حقيقت آن ) نيز اطلاق شده است . « 5 »
[ دَسَّاها : ]
« وَقَدْ خابَ مَنْ دَسَّاهَا »
« دَسَّاها » از مادّهء « دَسّ » در اصل به معناى داخل كردن چيزى توأم با كراهت است ، چنان كه قرآن مجيد دربارهء عرب جاهلى و زنده به گور كردن دختران مىفرمايد : أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ « آن را با كراهت و نفرت در خاك پنهان كند » و « دسيسه » به كارهاى مخفيانهء زيانبار گفته مىشود . « 6 »
[ دُسُر : ]
« عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ »
« دُسُر » جمع « دسار » ( بر وزن كتاب ) چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : در اصل به معناى راندن شديد توأم با قهر است ، و از آنجا كه ميخ با ضربههاى شديدى كه بر آن وارد مىشود ، در چوب و مانند آن فرو مىرود ، به آن « دسار » گفتهاند ، اما بعضى از مفسران اين كلمه را به معناى « طناب » تفسير كرده ، و اشاره به طنابهاى بادبان كشتى و مانند آن مىدانند ، ولى معناى اول ، مخصوصاً با توجّه به ذكر « الواح » صحيحتر به نظر مىرسد . « 7 »
[ دَعّ : ]
« إِلى نَارِ جَهَنَّمَ دَعّاً »
« دَعّ » ( بر وزن جدّ ) ، به معناى دفع شديد و راندن توأم با خشونت و عنف است . « 8 »
[ دعا : ]
« وَ يَدْعُ الإِنْسانُ بِالشَّرِّ »
« دعا » در اينجا معناى وسيعى دارد كه هر
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 105 ( ج 5 ، ص 482 )
( 2 ) . اعراف ، آيهء 169 ( ج 6 ، ص 509 )
( 3 ) . نساء ، آيهء 145 ( ج 4 ، ص 236 )
( 4 ) . طه ، آيهء 77 ( ج 13 ، ص 284 )
( 5 ) . احقاف ، آيهء 19 ( ج 21 ، ص 356 )
( 6 ) . شمس ، آيهء 10 ( ج 27 ، ص 63 )
( 7 ) . قمر ، آيهء 13 ( ج 23 ، ص 42 )
( 8 ) . طور ، آيهء 13 ( ج 22 ، ص 432 )