تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

[ دُكّان : ]

« دُكَّتِ الأَرْضُ دَكّاً دَكّاً » « دُكّان » به محلى گفته مىشود كه صاف و بدون پستى و بلندى است . « 1 »

[ دكّه : ]

« دُكَّتِ الأَرْضُ دَكّاً دَكّاً » « دكّه » به سكوئى مىگويند كه آن را صاف و آماده نشستن كرده‌اند . « 2 »

[ دُلُوكِ الشَّمْسِ : ]

« أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ » « دُلُوكِ الشَّمْسِ » به معناى « زوال آفتاب » از دائرهء نصف‌النهار است كه وقت ظهر مىباشد ، و در اصل از مادّهء « دَلْك » به معناى « ماليدن » گرفته شده ؛ چرا كه انسان در آن موقع بر اثر شدت تابش آفتاب چشم خود را مىمالد . يا از « دَلْك » به معناى « متمايل شدن » است ؛ چرا كه خورشيد در اين موقع از دائرهء نصف النهار به سمت مغرب متمايل مىشود . و يا اين كه انسان ، دست خود را در مقابل آفتاب حائل مىكند ، گويى نور آن را از چشم خود كنار مىزند و متمايل مىسازد . به هر حال ، در روايتى كه از منابع اهل‌بيت عليهم السلام به ما رسيده « دلوك » به معناى زوال خورشيد ، تفسير شده است . « 3 »

[ دَلّى : ]

« فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ » « دَلّى » از « تدليه » به معناى فرستادن « دلو » در چاه است كه آن را به ريسمانى بسته و تدريجاً در چاه پايين برند ، و اين در حقيقت كنايهء لطيفى از اين معناست كه شيطان با طناب مكر و فريب ، آنها را از مقام والايشان فرود آورد و به چاه‌سار مشكلات و دورى از رحمت حق افكند . « 4 »

[ دم : ]

« دم » در اينجا به معناى ابتلاى عمومى به خون دماغ شدن و يا به رنگ خون درآمدن رود « نيل » ، به طورى كه نه براى شرب قابل استفاده بود و نه كشاورزى . « 5 »

[ دَمْدَمَ : ]

« فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ » « دَمْدَمَ » از مادّهء « دمدمة » ، گاه ، به معناى هلاك كردن آمده ، گاه ، به عذاب و مجازات كامل ، گاه ، به معناى كوبيدن و نرم كردن ، گاه ، به معناى ريشه كن ساختن و گاه ، به معناى خشم و غضب نمودن و يا احاطه كردن و فراگير شدن . و همهء اين معانى در آيهء مورد بحث صادق است ؛ چرا كه اين عذاب گسترده ، از خشم الهى سرچشمه مىگرفت و همهء آنها را در هم كوبيد و نرم كرد و ريشه‌كن ساخت . « 6 »
هامش
( 1 ) . فجر ، آيهء 21 ( ج 26 ، ص 486 ) ( 2 ) . فجر ، آيهء 21 ( ج 26 ، ص 486 ) ( 3 ) . اسراء ، آيهء 78 ( ج 12 ، ص 247 ) ( 4 ) . اعراف ، آيهء 22 ( ج 6 ، ص 146 ) ( 5 ) . اسراء ، آيهء 103 ( ج 12 ، ص 341 ) ( 6 ) . شمس ، آيهء 14 ( ج 27 ، ص 72 )