[ حِساباً شَدِيداً : ]
« فَحاسَبْنَاها حِساباً شَديداً »
« حِساباً شَدِيداً » يا به معناى حساب دقيق و توأم با سختگيرى است ، و يا به معناى مجازات شديد است ، كه نتيجهء حساب دقيق مىباشد ؛ و در هر حال ، اشاره به عذاب اين اقوام سركش در اين دنيا است ، كه گروهى با طوفان ، گروهى با زلزلههاى ويرانگر ، گروهى با صاعقه و مانند آن ، ريشهكن شدند ، و شهرها و ديار ويران شدهء آنها به صورت درس عبرتى براى آيندگان باقى ماند . « 1 »
[ حِسان : ]
« وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ »
« حسان » جمع « حسن » ( بر وزن چمن ) به معناى « خوب و زيبا » است . « 2 »
[ حُسْبان : ]
« وَ الْقَمَرَ حُسْباناً »
« حُسْبان » ( بر وزن لقمان ) مصدر ، از مادّهء « حساب » ، به معناى حساب كردن و تيرهايى كه به هنگام پرتاب كردن مىشمارند و مجازاتهايى كه روى حساب دامنگير اشخاص مىشود آمده است ؛ و در اينجا ممكن است منظور اين بوده باشد كه گردش منظم و سير مرتب اين دو كرهء آسمانى ( البته منظور از حركت آن ، در نظر ما است كه ناشى از حركت زمين است ) موجب مىشود كه شما بتوانيد برنامههاى مختلف زندگى خود را تحت نظام و حساب در آوريد ( همانطور كه در تفسير بالا ذكر كرديم ) .
بعضى از مفسران نيز احتمال دادهاند كه منظور از جملهء بالا اين است كه خود اين دو كرهء آسمانى ، تحت نظام و حساب و برنامه است .
و « حُسْبان » ( بروزنغفران ) در سورهء « رحمن » ، به معناى حساب و نظم و ترتيب مىباشد ، و آيه محذوفى دارد و در تقدير چنين است :
« وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ تَجْرِيانِ بِحُسْبانٍ » . « 3 »
[ حسد : ]
« أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ »
« حسد » كه در فارسى از آن تعبير به « رشك » مىكنيم ، به معناى آرزوى زوال نعمت از ديگران است ، خواه آن نعمت به حسود برسد يا نرسد .
بنابراين ، كار حسود در ويران كردن و آرزوى ويران شدن متمركز مىشود ، نه اين كه آن
هامش
( 1 ) . طلاق ، آيهء 8 ( ج 24 ، ص 267 )
( 2 ) . رحمن ، آيهء 76 ( ج 23 ، ص 196 )
( 3 ) . انعام ، آيهء 96 ( ج 5 ، ص 449 ) ؛ كهف ، آيهء 40 ( ج 12 ، ص 474 ) ؛ رحمن ، آيهء 5 ( ج 23 ، ص 111 )