گفتهاند كه جاى محترمى است و هتك آن جايز نيست . و اعمال نامشروع و قبيح را از اين جهت حرام مىگويند كه ممنوعيت دارد ؛ همانگونه كه در مورد حرم ، يا ماه حرام بعضى اعمال ممنوع است . « 1 »
[ حرور : ]
« وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ »
« راغب » در « مفردات » مىگويد : « حَرُور » از مادّهء « حرارة » ( بر وزن قبول ) به معناى باد داغ و سوزان است ( بادى مرگبار و خشككننده ) . بعضى آن را به معناى « باد سموم » دانستهاند ، و بعضى به معناى شدت حرارت آفتاب .
« زمخشرى » در « كشاف » مىگويد : « سموم » به بادهاى موذى و كشندهاى مىگويند كه در روز مىوزرد اما « حرور » به همين بادها گفته مىشود ، اعم از اين كه در روز باشد ، يا در شب ، به هر حال ، چنين بادى كجا و سايهء خنك و نشاطآفرين ، كه روح و جسم انسان را نوازش مىدهد ، كجا ؟ « 2 »
[ حِزب : ]
« إِنَّمَا يَدْعُوا حِزْبَهُ »
« حِزب » در اصل به معناى « جماعت و گروهى » است كه داراى تشكل و شدت عمل باشند ؛ ولى معمولًا به هر گروه و جمعيتى كه پيروى از برنامه و هدف خاصى مىكنند ، اطلاق مىشود . « 3 »
[ حَزَن : ]
« أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ »
« حَزَن » ( بر وزن عدم ) و « حُزن » ( بر وزن مزد ) چنان كه در بسيارى از كتب لغت و تفسير آمده ، هر دو به يك معناست و در اصل به معناى ناهموارى زمين است ؛ و از آنجا كه غم و اندوه روح انسان را ناهموار و خشن مىسازد ، اين تعبير در اين معنا به كار رفته است . « 4 »
[ حساب : ]
« مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِم »
در اين كه منظور از « حساب » در اينجا چه حسابى است ؟ در ميان مفسران گفتگو است :
بعضى احتمال دادهاند كه منظور از « حساب » ، حساب روزى آنها است ، يعنى اگر دست آنها از مال و ثروت تهى است بارى بر دوش تو نمىگذارند ؛ زيرا حساب روزى آنها با خدا است . همان گونه كه تو نيز بار زندگى خود را بر دوش آنها نمىگذارى و حساب روزى تو با آنها نيست .
ولى ظاهر اين است كه منظور از « حساب » ، حساب اعمال است همانطور كه بسيارى از مفسران گفتهاند . « 5 »
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 194 ( ج 2 ، ص 44 )
( 2 ) . فاطر ، آيهء 21 ( ج 18 ، ص 249 )
( 3 ) . فاطر ، آيهء 6 ( ج 18 ، ص 203 )
( 4 ) . فاطر ، آيهء 34 ( ج 18 ، ص 288 )
( 5 ) . انعام ، آيهء 52 ( ج 5 ، ص 319 )