و اين حال افراد لجوج و بىايمان است كه فكرشان بسيار كوتاه و روحشان فوقالعاده كوچك و ناتوان است . و كمترين گذشتى در زندگى ندارند و در اصل ، به معناى مركز اجتماع درختان در هم پيچيده است ، سپس توسعه يافته و به هر نوع گرفتگى و ضيق اطلاق شده است و از آنجا كه اجتماع و انبوه جمعيت ، توأم با تنگى و ضيق مكان و كمبود جا است ، اين كلمه به معناى « ضيق و تنگى » ، « ناراحتى » و « مسئوليت و تكليف » آمده است ، و در سورهء « توبه » به معناى اخير ، يعنى مسئوليت و تكليف مىباشد . « 1 »
[ حَرْد : ]
« عَلى حَرْدٍ قادِرينَ »
« حَرْد » ( بر وزن سرد ) به معناى ممانعت توأم با شدت و غضب است ؛ آرى ، آنها از تمنا و انتظار مستمندان عصبانى بودند و تصميم داشتند با كمال قدرت از آنها جلوگيرى كنند ( و لذا اين تعبير در مورد سالهايى كه باران قطع مىشود ، يا شترى كه شير آن نيز قطع شده به كار مىرود ) . « 2 »
[ حَرَس : ]
« حَرَساً شَديداً وَ شُهُباً »
« حَرَس » ( بر وزن قفس ) جمع « حارس » به معناى نگاهبان ، و بعضى آن را اسم جمع دانستهاند . « 3 »
[ حرص : ]
« حَريصٌ عَلَيْكُمْ »
« حرص » در لغت ، به معناى شدت علاقه به چيزى است ، و جالب اين كه در سورهء « توبه » ، به طور مطلق مىگويد : « حريص بر شما است » ، نه سخنى از هدايت به ميان مىآورد و نه از چيز ديگر .
اشاره به اين كه به هر گونه خير و سعادت شما ، و به هر گونه پيشرفت و ترقى و خوشبختيتان عشق مىورزد ( و به اصطلاح ، حذف متعلق دليل بر عموم است ) . « 4 »
[ حَرَض : ]
« حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً »
« حَرَض » ( بر وزن مرض ) به معناى چيز فاسد و ناراحتكننده است ، در اينجا به معناى بيمار ، نحيف ، لاغر و مشرف بر مرگ مىباشد . « 5 »
[ حُرُمات : ]
« وَالْحُرُمَاتُ قِصاصٌ »
« حُرُمات » جمع « حرمه » به معناى چيزى است كه بايد آن را حفظ كرد و احترام آن را نگه داشت ؛ و حَرَم را از اين جهت حَرَم
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 125 ( ج 5 ، ص 536 ) ؛ اعراف ، آيهء 2 ( ج 6 ، ص 103 ) ؛ توبه ، آيهء 91 ( ج 8 ، ص 102 )
( 2 ) . قلم ، آيهء 25 ( ج 24 ، ص 403 )
( 3 ) . جنّ ، آيهء 8 ( ج 25 ، ص 118 )
( 4 ) . توبه ، آيهء 128 ( ج 8 ، ص 259 )
( 5 ) . يوسف ، آيهء 85 ( ج 10 ، ص 74 )