ديوار كشيده باشند و از هر نظر محفوظ باشد ؛ همچون « حدقه » چشم كه در ميان پلكها محصور شده است . « راغب » در « مفردات » مىگويد : « حديقه ، در اصل ، به زمينى مىگويند كه آب در آن جمع شده است ، همچون حدقه چشم كه هميشه آب در آن قرار دارد » . از مجموع اين دو سخن مىتوان چنين نتيجه گرفت كه حديقه باغى است كه هم ديوار دارد و هم آب كافى . « 1 »
[ حَدَب : ]
« وَهُمْ مِّنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ »
« حَدَب » ( بر وزن ادب ) به معناى بلندىهايى است كه ميان پستىها قرار گرفته و گاهى به برآمدگى پشت انسان نيز حدب گفته مىشود . « 2 »
[ حُدُود : ]
« تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ »
« حُدُود » جمع « حدّ » در اصل ، به معناى جلوگيرى و منع كردن است ، و سپس به هر چيزى كه فاصلهء ميان دو شىء باشد و آنها را از هم متمايز سازد ، گفته مىشود ؛ مثلًا حدّ خانه و حدّ باغ و حدّ شهر و كشور ، به نقاطى گفته مىشود كه آنها را از نقاط ديگر جدا مىسازد . « 3 »
[ حِذْر : ]
« خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا »
« حِذْر » ( بر وزن خضر ) به معناى بيدارى و آماده باش و مراقبت در برابر خطر است و گاهى به معناى وسيلهاى كه به كمك آن با خطر مبارزه مىشود نيز آمده است .
بعضى از مفسران « حِذْر » را در آيهء فوق تنها به معناى « اسلحه » تفسير كردهاند ، در حالى كه « حِذْر » معناى وسيعى دارد و مخصوص « اسلحه » نيست . « 4 »
[ حَرْثٌ : ]
« نِسآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُم »
« حَرْثٌ » مصدر و به معناى بذرافشانى است و گاهى به خود مزرعه نيز اطلاق مىشود و به طورى كه « راغب » در « مفردات » مىگويد :
در اصل ، به معناى پاشيدن بذر در زمين و مهيا ساختن آن براى زراعت است ؛ و در قرآن مجيد نيز كراراً در اين معنا به كار رفته ، ولى معلوم نيست چرا جمعى از مفسران آن را به معناى « عمل و كسب » تفسير كردهاند ؟ « 5 »
[ حرج : ]
« صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً »
« حرج » ( بر وزن حرم ) در لغت به معناى تنگى فوقالعاده و محدوديت شديد است ؛
هامش
( 1 ) . نمل ، آيهء 60 ( ج 15 ، ص 544 ) ؛ نبأ ، آيهء 32 ؛ عبس ، آيهء 30 ( ج 26 ، صفحات 60 ، 160 )
( 2 ) . انبياء ، آيهء 96 ( ج 13 ، ص 549 )
( 3 ) . نساء ، آيهء 13 ( ج 3 ، ص 381 )
( 4 ) . نساء ، آيهء 71 ( ج 4 ، ص 14 )
( 5 ) . بقره ، آيهء 223 ( ج 2 ، ص 171 ) ؛ شورى ، آيهء 20 ( ج 20 ، ص 421 )