تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
ديگرى قرار بگيرد مىگويند در « حِجر » او است . و از اين نظر كه « حجر » ( بر وزن قشر ) در اصل ، به منطقه‌اى گفته مىشود كه آن را سنگ‌چين ( تحجير ) كرده ، و ممنوع الورود ساخته باشند ، به « حجر اسماعيل » ، « حجر » مىگويند ؛ به خاطر ديوارى كه اطراف آن كشيده و جدا گرديده است . « حِجْر » در سورهء « فجر » به معناى عقل است و در اصل ، به معناى « منع » مىباشد ؛ مثلًا گفته مىشود : قاضى فلان كس را « حَجْر » ( بر وزن زجر ) كرد ، يعنى او را از تصرف در اموالش ممنوع ساخت . و يا اين كه به اطاق « حجره » گفته مىشود ، چون محلى است محفوظ و ممنوع از اين كه ديگران وارد آن شوند . و به دامان نيز « حِجْر » ( بر وزن فكر ) گفته مىشود ، به خاطر حفظ و منع ديگران . و از آنجا كه « عقل » نيز انسان را از كارهاى نادرست منع مىكند از آن تعبير به « حِجْر » شده ، همان گونه كه خود واژهء عقل نيز به معناى « منع » است ، لذا به طنابى كه بر زانوى شتر مىبندند تا مانع حركت او شود ، « عقال » مىگويند . « 1 »

[ حجرات : ]

« مِنْ وَرآءِ الْحُجُراتِ » « حجرات » جمع « حجره » ، در اينجا اشاره به اطاق‌هاى متعددى است كه در كنار مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله ، براى همسران او تهيه شده بود و در اصل ، از مادّهء « حَجْر » ( بر وزن اجر ) به معناى منع است ؛ زيرا « حُجْره » مانع ورود ديگران در حريم زندگى انسان است . « 2 »

[ حِجْراً مَحجوراً : ]

« وَحِجْراً مَّحْجُوراً » جملهء « حِجْراً مَحجوراً » جمله‌اى بوده است كه در ميان عرب به هنگامى كه با كسى روبرو مىشدند و از او وحشت داشتند براى امان گرفتن ، اين جمله را مىگفتند ، يعنى : « ما را معاف و در امان داريد و از ما دور باشيد » . « 3 »

[ حَدّ : ]

« وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ » « حَدّ » به معناى چيزى است كه ميان دو شىء مانع گردد ؛ و لذا به مرزهاى كشورها « حدود » گفته مىشود ، و قوانين الهى را از اين رو « حدود الهى » مىگويند كه عبور از آن مجاز نيست . « 4 »

[ حدائق : ]

« فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدآئِقَ » « حدائق » جمع « حديقه » به طورى كه بسيارى از مفسران گفته‌اند : به معناى باغى است پر درخت ، سرسبز و خرّم كه اطراف آن
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 138 ( ج 5 ، ص 561 ) ؛ فرقان ، آيهء 22 ( ج 15 ، ص 73 ) ؛ فجر ، آيهء 5 ( ج 26 ، ص 464 ) ( 2 ) . حجرات ، آيهء 4 ( ج 22 ، ص 151 ) ( 3 ) . فرقان ، آيهء 53 ( ج 15 ، ص 141 ) ( 4 ) . مجادله ، آيهء 4 ( ج 23 ، ص 430 )