تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
كهكشان‌ها بر داشته‌اند ، كاملًا موهاى مجعد و پيچيده را تداعى مىكند . « 1 »

[ حَبْل مِرير : ]

« حَبْل مِرير » به معناى طناب محكم است . « 2 »

[ حَبّة : ]

« فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى » « حَبّ » و « حَبّة » به معناى دانه‌هاى خوراكى و غذايى است ، مثل گندم و جو و آنچه كه قابل درو كردن است . ولى گاهى به دانه‌هاى ديگر گياهان نيز گفته مىشود . « 3 »

[ حَتَّى حِينٍ : ]

« عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ » « حَتَّى حِينٍ » به معناى تا مدتى مىباشد . « 4 »

[ حجّ : ]

« حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ » « حجّ » در اصل ، به معناى « قصد » است و به همين جهت به جاده و راه ، « مَحَجّة » ( بر وزن مودّة ) گفته مىشود ؛ زيرا انسان را به مقصد مىرساند . و به دليل و برهان ، « حجت » مىگويند ؛ زيرا مقصود را در بحث روشن مىسازد . و اما اين كه اين مراسم مخصوص را « حجّ » ناميده‌اند براى اين است كه به هنگام حركت براى شركت در اين مراسم « قصد زيارت خانهء خدا » مىكنند و به همين دليل اضافه به « بيت » ( خانهء كعبه ) شده است . « 5 »

[ حجاب : ]

« مِنْ وَرآءِ حِجابٍ » منظور از « حجاب » از مادّهء « حَجْب » در اين آيه پوشش زنان نيست ، بلكه حكمى اضافه بر آن است كه مخصوص همسران پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و آن اين كه مردم موظف بودند به خاطر شرائط خاص همسران پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه مىخواهند چيزى از آنان بگيرند از پشت پرده باشد ، و آنها حتى با پوشش اسلامى در برابر مردم در اين گونه موارد ظاهر نشوند ؛ البته اين حكم ، دربارهء زنان ديگر وارد نشده و در آنها تنها رعايت پوشش كافى است . شاهد اين سخن آن كه كلمهء « حجاب » هر چند در استعمالهاى روزمره به معناى پوشش زن به كار مىرود ، ولى در لغت چنين مفهومى را ندارد و نه در تعبيرات فقهاى ما . « حجاب » در لغت به معناى چيزى است كه در ميان دو شىء حائل مىشود به همين جهت ، پرده‌اى كه در ميان امعاء و قلب و ريه كشيده شده « حجاب حاجز » ناميده مىشود . « 6 »
هامش
( 1 ) . ذاريات ، آيهء 7 ( ج 22 ، ص 322 ) ( 2 ) . قمر ، آيهء 2 ( ج 23 ، ص 20 ) ( 3 ) . انعام ، آيهء 95 ( ج 5 ، ص 442 ) ( 4 ) . صافات ، آيهء 174 ( ج 19 ، ص 210 ) ( 5 ) . آل عمران ، آيهء 97 ( ج 3 ، ص 25 ) ( 6 ) . احزاب ، آيهء 53 ( ج 17 ، ص 429 )