در « مفردات » ، به معناى افكار نامطلوبى است كه از دل انسان مىگذرد ، و اصل آن ، از كلمهء « وسواس » گرفته شده كه به معناى « صداى زينتآلات » و همچنين پيام و صداى مخفى است . « 1 »
[ تُؤْفَكُونَ : ]
« هُوَ فَأَنّى تُؤْفَكُونَ »
« تُؤْفَكُونَ » از مادّهء « افك » ( بر وزن فكر ) به هر چيزى گفته مىشود كه از حالت اصليش دگرگون گردد ، لذا به هر سخنى كه از حق ، انحراف پيدا كند « افك » مىگويند ، و اين كه مىبينيم به معناى « دروغ و تهمت » به كار مىرود از همين نظر است ؛ منتهى بعضى معتقدند كه اين كلمه بيانگر دروغ و تهمتهاى بزرگ است . « 2 »
[ تُوَفَّونَ : ]
« تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ »
« تُوَفَّونَ » از مادّهء « تَوفيَة » كه به معناى پرداخت كامل است ، نشان مىدهد كه اجر و پاداش انسان به طور كامل در روز قيامت پرداخت مىگردد ؛ بنابراين مانعى ندارد كه در عالم برزخ ( جهانى كه واسطهء ميان دنيا و آخرت است ) قسمتى از نتائج اعمال خود و پاداش و كيفر را ببيند ، زيرا اين پاداش و كيفر برزخى كامل نيست . « 3 »
[ توفِّى : ]
« وَ هُوَ الَّذي يَتَوَفَّاكُمْ »
« توفِّى » از مادّهء « توفِّى » در لغت به معناى باز گرفتن است ، و اين كه خواب را يك نوع باز گرفتن روح معرفى كرده ، به خاطر آن است كه خواب - همانطور كه معروف است - برادر مرگ است .
« تَوَفِّى » از مادّهء « وَفَىَ » به معناى قبض و دريافت كامل نيز آمده است . « 4 »
[ تُوقِدُون : ]
« أَنْتُمْ مِّنْهُ تُوقِدُونَ »
« تُوقِدُون » از مادّهء « وقود » ( بر وزن قبور ) به معناى روشن شدن آتش است . « 5 »
[ تُوَقِّرُوهُ : ]
« وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ »
« تُوَقِّرُوهُ » از مادّهء « توقير » از ريشهء « وقر » به معناى سنگينى است ؛ بنابراين « توقير » در اينجا به معناى تعظيم و بزرگداشت است .
مطابق اين تفسير ضميرى كه در « تُوَقِّرُوهُ » آمده ، به شخص پيامبر صلى الله عليه و آله باز مىگردد ، و هدف از آن دفاع از او در مقابل دشمن و تعظيم و بزرگداشت او است ( اين تفسير را
هامش
( 1 ) . ق ، آيهء 16 ( ج 22 ، ص 253 )
( 2 ) . فاطر ، آيهء 3 ( ج 18 ، ص 191 )
( 3 ) . آل عمران ، آيهء 185 ( ج 3 ، ص 260 )
( 4 ) . انعام ، آيهء 60 ( ج 5 ، ص 338 ) ؛ زمر ، آيهء 42 ( ج 19 ، ص 498 )
( 5 ) . يس ، آيهء 80 ( ج 18 ، ص 491 )