[ تمنّى : ]
« إِلَّا إِذا تَمَنّى »
« تمنّى » به معناى آرزو است ولى بعضى گفتهاند : به معناى تلاوت و قرائت است ، چنان كه در اشعار عرب ، گاه به اين معنا آمده - اين تفسير گر چه با جملهء « ثم يحكم اللّه آياته » و افسانهء غرانيق ( طبق بعضى توجهات ) سازگار است ؛ ولى مهم اين است كه « تمنّى و امنية » كمتر به معناى تلاوت آمده است ( توضيح بيشتر را در تفسير بخوانيد ) . « 1 »
[ تمهيد : ]
« وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهيداً »
« تمهيد » از مادّهء « مهد » در اصل به معناى محلى است كه براى كودك آماده مىكنند ( گاهواره و مانند آن ) سپس به هر گونه وسائل استراحت ، پيشرفت ، موقعيت و مقام برجستهء اجتماعى اطلاق شده است ، و روى هم رفته معناى وسيعى دارد كه انواع مواهب حيات ، وسائل پيشرفت و موفقيت را شامل مىشود . « 2 »
[ تَمِيْد : ]
« رَواسِيَ أَنْ تَميدَ بِهِمْ »
« تَمِيْد » از مادّهء « ميد » ( بر وزن صيد ) به معناى لرزش و حركت ناموزون اشياء بزرگ ، تزلزل و اضطراب اشياء عظيم است ، و جملهء « أنْ تَمِيْدَ بِكُمْ » در تقدير « لِئَلَّا تَمِيْدَ بِكُمْ » بوده است . « 3 »
[ تَمَيَّزُ : ]
« تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ »
« تَمَيَّزُ » به معناى متلاشى شدن و پراكندهگشتن است و در اصل « تتميز » بوده است . « 4 »
[ تَنَاد : ]
« أَخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ »
« التَّنَاد » ( در اصل « الْتَّنَادِى » بوده كه ياى آن حذف شده ، و كسرهء دال كه دليل بر آن است بر جاى مانده ) از مادّهء « ندا » به معناى « صدا زدن » است . « 5 »
[ تَنَادَوْا : ]
« فَتَنَادَوْا مُصْبِحينَ »
بر اساس گفتهء « راغب » در « مفردات » « تَنَادَوْا » از « نداء » گرفته مىشود ، و « نداء » در اصل از « ندى » ( بر وزن عنا ) به معناى رطوبت است ، زيرا معروف است كسانى كه دهانشان رطوبت كافى دارد به راحتى سخن مىگويند ، و كلامى فصيح ( و صدايى رسا ) دارند . « 6 »
هامش
( 1 ) . حجّ ، آيهء 52 ( ج 14 ، ص 154 )
( 2 ) . مدثّر ، آيهء 14 ( ج 25 ، ص 229 )
( 3 ) . انبياء ، آيهء 31 ( ج 13 ، ص 433 ) ؛ لقمان ، آيهء 10 ( ج 17 ، ص 41 )
( 4 ) . ملك ، آيهء 8 ( ج 24 ، ص 338 )
( 5 ) . مؤمن ، آيهء 32 ( ج 20 ، ص 109 )
( 6 ) . قلم ، آيهء 21 ( ج 24 ، ص 402 )