تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

[ تَمَارُوا : ]

« فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ » « تَمَارُوا » از مادّهء « تمارى » به معناى گفتگوى طرفينى براى ايجاد شك ، و القاى شبهه و مجادله ، در برابر حق است . در حقيقت آنها دست به دست هم دادند ، و از طرق گوناگون براى ايجاد شك و شبهه در افكار عمومى وارد شدند ، تا اثرات انذارهاى اين پيامبر بزرگ را خنثى كنند . « 1 »

[ تمثّل : ]

« فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيّاً » « تمثّل » در اصل از مادّهء « مثول » به معناى ايستادن در برابر شخص يا چيزى است ، و « مُمَثَّل » به چيزى مىگويند كه به صورت ديگرى نمايان گردد ؛ بنابراين « تَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيّاً » مفهومش اين است كه آن فرشتهء الهى به صورت انسانى در آمد . « 2 »

[ تَمْرَحُونَ : ]

« كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ » « تَمْرَحُونَ » از مادّهء « مَرَح » ( بر وزن فرح ) به گفتهء جمعى از ارباب لغت و مفسران ، به معناى « شدت فرح ، و گستردگى » آن است . و بعضى آن را به معناى « شادى ، به خاطر مطالب بىاساس » ، دانسته‌اند . در حالى كه ، بعضى ديگر آن را به معناى « شادى توأم با يك نوع طرب » و به كار گرفتن نعمتهاى الهى در مسير باطل ، شمرده‌اند . ظاهر اين است كه همهء اين معانى به يك مطلب باز مىگردد ، زيرا شدت شادى ، و افراط در آن سر از همهء اين مسائل در مىآورد ، و با انواع گناهان و آلودگىها و عياشى و هوسرانى توأم مىشود . « 3 »

[ تَمَطّى : ]

« إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطّى » « يتمطى » از مادّهء « مطى » در اصل به معناى پشت است و « تَمَطّى » به معناى كشيدن پشت از روى بىاعتنايى و غرور ، و يا كسالت و بىحالى است ، و در اينجا منظور همان معناى اول است . « 4 »

[ تمكين : ]

« وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ » « تمكين » ، تنها به اين معنا نيست كه شخصى را در محلى جاى دهند ، بلكه به اين معناست كه تمام وسائل كار را در اختيار او بگذارند ، به او قدرت و توانايى بخشند ، ابزار كار را فراهم كنند و موانع را بر طرف سازند ، به مجموع اينها كلمه « تمكين » اطلاق مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) . قمر ، آيهء 36 ( ج 23 ، ص 72 ) ( 2 ) . مريم ، آيهء 17 ( ج 13 ، ص 49 ) ( 3 ) . مؤمن ، آيهء 75 ( ج 20 ، ص 193 ) ( 4 ) . قيامت ، آيهء 33 ( ج 25 ، ص 319 ) ( 5 ) . اعراف ، آيهء 10 ( ج 6 ، ص 121 )