در آوردن ، و نظام معتدل و كيفيت شايسته است ؛ و گستردگى مفهوم آن ، اشاره به اين است كه خداوند انسان را از هر نظر موزون و شايسته آفريد ، هم از نظر جسمى ، و هم از نظر روحى و عقلى ؛ چرا كه هر گونه استعدادى را در وجود او قرار داده ، و او را براى پيمودن قوس صعودى بسيار عظيمى آماده ساخته ، و با اين كه انسان « جرم صغيرى » است ، « عالم كبير » را در او جا داده و آن قدر شايستگىها به او بخشيده ، كه لايق خلعت « لقد كرمنا بنى آدم » شده است . « 1 »
[ تَقْهَرْ : ]
« فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ »
« تَقْهَرْ » از مادّهء « قهر » به گفته « راغب » در « مفردات » به معناى « غلبهء توأم با تحقير » است ، ولى در هر يك از اين دو معنا نيز جداگانه استعمال مىشود ، و مناسب در اينجا همان « تحقير » است . « 2 »
[ تقيّه : ]
« تقيّه » يا « كتمان عقيدهء باطنى » ، بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند ، به معناى ضعف و ترس و محافظه كارى نيست ، بلكه غالباً به عنوان يك وسيلهء مؤثر ، براى مبارزهء با زورمندان و جبّاران و ظالمان ، مورد استفاده قرار مىگيرد ؛ كشف اسرار دشمن ، جز از طريق افرادى كه از روش تقيه استفاده مىكنند ، ممكن نيست . ضربات غافلگيرانه بر پيكرهء دشمن ، جز از طريق تقيه و كتمان نقشهها و طرحهاى مبارزه صورت نمىگيرد ، تقيه اقسامى دارد از جمله : « 3 »
1 - « تقيهء پوششى »
منظور از « تقيهء پوششى » ، آن است كه گاه ، براى رسيدن به هدف بايد نقشهها و مقدمات را كتمان كرد ؛ چرا كه اگر برملا گردد و دشمنان از آن آگاه شوند ، ممكن است آن را خنثى كنند . « 4 »
2 - « تقيهء تحبيبى »
منظور از « تقيهء تحبيبى » ، آن است كه گاه ، انسان براى جلب محبت طرف مقابل ، عقيدهء خود را مكتوم مىدارد تا بتواند نظر او را براى همكارى در اهداف مشترك جلب كند . « 5 »
[ تكاثر : ]
« أَلْهاكُمُ التَّكَاثُرُ »
« تكاثر » از مادّهء « كثرت » به معناى تفاخر ، مباهات و فخرفروشى بر يكديگر است . در استعمالات روزمرهء فارسى « تكاثر » به معناى ثروت اندوزى استعمال مىشود ، در حالى كه اين معنا در ريشهء لغوى آن نيست ،
هامش
( 1 ) . تين ، آيهء 4 ( ج 27 ، ص 165 )
( 2 ) . ضحى ، آيهء 9 ( ج 27 ، ص 125 )
( 3 ) . مؤمن ، آيهء 28 ( ج 20 ، ص 103 )
( 4 ) . احزاب ، آيهء 39 ( ج 17 ، ص 358 )
( 5 ) . احزاب ، آيهء 39 ( ج 17 ، ص 358 )